0

پذیرایی آسمانی؛ خاطره‌ همسر شهید مجتبایی از حلوای شب شهادت

پذیرایی آسمانی؛ خاطره‌ همسر شهید مجتبایی از حلوای شب شهادت
بازدید 15

خبرگزاری مهر -گروه استان‌ها: رمضان ۱۴۰۴، برای همیشه در تاریخ ایران به عنوان تلخ‌ترین و در عین حال افتخارآمیزترین ماه این سرزمین ثبت شد؛ زیرا در روزهایی که مردم روزه بودند و لحظه‌های ابتدایی روز را پشت سر می‌گذاشتند، آسمان کشور با زوزه جنگنده‌های دشمن شکافته شد.

آمریکا و اسرائیل در یک اقدام هماهنگ و از پیش طراحی شده، گسترده‌ترین حملات هوایی و موشکی خود را علیه زیرساخت‌های دفاعی و هسته‌ای ایران آغاز کردند و بدین‌ترتیب، رمضان ۱۴۰۴ به ماه ایستادگی در برابر بزرگترین ائتلاف نظامی غرب آسیا، تبدیل شد.

واژه «شهادت» بر تن این نسل جوان نیز جامه دوخت و مردان و پسرانی که تصور می‌کردند جنگ را فقط در فیلم‌ها تجربه می‌کنند، بی‌درنگ به سمت سنگرها دویدند.

در این میان، نام برخی چهره‌ها آنچنان بر صفحه روزگار نقش بست که هرگز فراموش نخواهد شد و یکی از همین نام‌ها، شهید سردار «یدالله مجتبایی» از شهدای جنگ رمضان در استان ایلام است؛ مردی که راهی میدان‌های نبرد شد و در مسیر دفاع از حریم امنیت کشور، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

حالا چند ماه از آن رمضان آتشین می‌گذرد و آسمان به آرامش بازگشته، اما برای خانواده شهید یدالله مجتبایی، این روزها تکرار همان روزهای بی‌قراری و بی‌خوابی است؛ روزی که مرد خانه رفت و دیگر بازنگشت.

«سیده‌فاطمه آذرشب»، همسر شهید «مجتبایی» حالا راوی همان روزهاست؛ او که سال‌ها شانه‌به‌شانه مرد زندگی‌اش زیست، حالا از صبر می‌گوید، از انتظار، از لحظه‌ای که خبر آوردند و از روزهایی که هنوز باور نکرده رفته است.

خبرگزاری مهر در گفتگو با او، روایت زندگی مشترکی را مرور کرده که پایانی جز شهادت نداشت تا آنچه می‌خوانید، حرف‌های بی‌واسطه زنی باشد که مرد خانه را از دست داد، اما راه او را ادامه داد.

ابعاد شخصیتی شهید یدالله مجتبایی سرتیم حفاظت امیر موسوی

همسر شهید یدالله مجتبایی با اشاره به ابعاد شخصیتی این شهید والامقام تأکید کرد: همسرم فقط متعلق به خانواده ما نبود؛ او شخصیتی بود که همه، به‌ویژه مردم استان ایلام، خود را به او نزدیک می‌دانستند.

سیده‌فاطمه آذرشب، با اشاره به ریشه خانوادگی شهید مجتبایی افزود: همسرم ۴۲ ساله بود. اصالتاً اهل زرین‌آباد ایلام بودیم و خانواده ایشان نیز از قدیم در همان منطقه ساکن بودند، اما خودشان در اندیمشک به دنیا آمدند و از ۱۸ سالگی به تهران آمدند.

همسر این شهید با بیان اینکه ایشان سرتیم حفاظت امیر موسوی بودند و در تهران به شهادت رسیدند، گفت: همسرم شخصیتی کاملاً پخته، باایمان و مهربان داشت و اولین ویژگی‌ که هر کسی در نگاه اول از ایشان می‌دید، ایمان عمیق و لبخند همیشگی‌شان بود که حتی در سخت‌ترین روزها هم لبخند از چهره‌شان محو نمی‌شد و همین موضوع به اطرافیان آرامش می‌داد.

آذرشب با اشاره به روحیه ورزشی شهید یدالله مجتبایی گفت: ایشان بسیار اهل ورزش بودند، کشتی‌گیر بودند و ورزش برایشان فقط یک علاقه نبود، بلکه باعث آرامش و نشاطشان می‌شد؛ علاوه بر این، اخلاق بسیار خوبی داشتند، خوش‌برخورد و مهربان بودند و در امور خانه و بچه‌داری نیز به من کمک زیادی می‌کردند.

وی درباره نقش همسرش در زندگی خانوادگی افزود: با وجود اینکه اغلب در مأموریت بودند و حضورشان در خانه کم بود، اما همان زمان‌های کوتاه را هم به بهترین شکل در کنار ما می‌گذراندند؛ ظرف می‌شستند، از بچه‌ها مراقبت می‌کردند، آنها را حمام می‌بردند و هیچ‌وقت نمی‌گذاشتند خانواده احساس کمبود کند.

پذیرایی آسمانی؛ خاطره‌ همسر شهید مجتبایی از حلوای شب شهادت

همسر شهید مجتبایی گفت: بعد از ازدواج، پسرمان امیرحسین به دنیا آمد که اکنون نزدیک ۱۶ سال دارد و سال دوم دبیرستان را می‌گذراند، ایلیا متولد ۱۳۹۴ است و امسال پایه چهارم را تمام کرده و وارد پنجم می‌شود، حلما خانم متولد ۱۳۹۶ است و پایه سوم را پشت سر گذاشته و به چهارم می‌رود، میکائیل هم دو سال و نیمه است.

وی با اشاره به روز شهادت همسرش گفت: آن روز قرار بود حلما را برای جشن تکلیف ببرد، اما این اتفاق افتاد؛ همسرم از ماه‌ها قبل درباره شهادت با من صحبت می‌کرد و بارها گفته بود اگر شهید شدم، برای من گریه و زاری نکن و همیشه تأکید می‌کرد اگر اشکی هست، باید برای امام حسین(ع) ریخته شود.

او در ادامه با بیان خاطره‌ای تلخ و ماندگار اظهار داشت: شب قبل از شهادتش برای دوستانش حلوا درست کرده بود و برای افطار برده بود، یکی از دوستانش گفته بود این حلوا مزه‌ای خاص دارد؛ بعدها فهمیدیم این همان حلوای شهادت ایشان بود که خودشان آماده کرده بودند.

آذرشب افزود: روز شهادت، همسرم شیفت نبود و اصلاً قرار نبود آنجا باشد، اما یکی از همکارانش نیامده بود و ایشان به جای او رفتند؛ به نظرم ماموریتشان را به جان خریدند و مشتاقانه به سمت شهادت رفتند، زیرا همیشه می‌گفت دوست دارم رهبر را از نزدیک ببینم و ایشان را در آغوش بگیرم.

همسر این شهید والامقام با اشاره به معنویت و بندگی او گفت: نماز شب، زیارت عاشورا و دعای عهدش ترک نمی‌شد و همیشه سر بر سجاده داشت و بندگی‌اش را با اخلاص انجام می‌داد؛ یقین دارم خداوند خلوص نیتش را دید و مزد این همه بندگی را به بهترین شکل به او داد.

وی در پایان تصریح کرد: هر کسی لیاقت شهادت را ندارد و همسر من واقعاً شایسته این مقام بود؛ ما به او افتخار می‌کنیم و البته فقدانش برای ما بسیار سخت است، اما آرامشمان در این است که او به هدفی که سال‌ها آرزویش را داشت رسید.

آن‌چه از شهید یدالله مجتبایی در خاطر خانواده و همرزمانش مانده، فقط یک خاطره تلخ از فقدان نیست؛ بلکه تصویری روشن از مردی مؤمن، آرام و آماده بود که گویی پیش از رفتن، نشانه‌های پروازش را با همان حلوا میان عزیزانش تقسیم کرده بود.

💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید

📜 قوانین ارسال نظرات کاربران
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم ایران مدیکال منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *