0

مراسم خطبه‌خوانی شب عاشورا در حرم رضوی؛ هم‌نوا با «مکن ای صبح طلوع»

مراسم خطبه‌خوانی شب عاشورا در حرم رضوی؛ هم‌نوا با «مکن ای صبح طلوع»
بازدید 5

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- فاطمه سعادتیان نیک: غروب روز تاسوعای حسینی صحن پیامبر اعظم (ص) در حرم مطهر رضوی، شاهد یکی از باشکوه‌ترین و غم‌بارترین آیین‌های تاریخ تشیع خواهد بود. عقربه‌های ساعت به وقت دلتنگی نزدیک می‌شوند و خادمان بارگاه منور امام رضا (ع)، با شمع‌هایی که در دست دارند، آماده می‌شوند تا آیین سنتی «خطبه‌خوانی» را آغاز کنند. امشب، این صحن و سرا، قلب تپنده تاریخ است. زائرانی که از ساعت‌ها پیش جای‌جای صحن را پر کرده‌اند، در سکوتی سنگین و لبریز از بغض، منتظر شروع مراسمی هستند که قدمتش با عشق و وفاداری به این آستان گره خورده است.

طبق برنامه‌ریزی‌ها، این مراسم معنوی با تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید توسط «جلیل اشرفی» آغاز خواهد شد تا طنین وحی، آرام‌بخش دل‌های بی‌قرار باشد. اجرای این آیین بر عهده «مجید یراق‌بافان» است که با لحن حماسی و حزن‌آلود خود، غبار از دل‌ها خواهد شست. در ادامه، زائران و مجاوران شاهد آیین شمع‌گردانی خادمان خواهند بود؛ لحظاتی که با مرثیه‌سرایی «علی ملائکه» و «علیرضا نژادحسین»، اشک‌ها را بر گونه‌ها جاری می‌کند. همچنین آیت‌الله «احمد مروی»، تولیت آستان قدس رضوی، به ایراد سخن درباره ابعاد معرفتی عاشورا خواهد پرداخت و در نهایت، متن خطبه شب عاشورا با صدای «محمد موحدی‌نیا» در فضای ملکوت حرم طنین‌انداز می‌شود تا بار دیگر پیمان ابدی خادمان با ولایت تجدید شود.

جغرافیا گم می‌شود؛ مشهد در انتظار وقت کربلا

درحالی‌که شهر در تکاپوی برپایی دسته‌های عزاداری است، داخل حرم زمان گویی متوقف شده است. عطر اسپند و گلاب با هوای خنک شبانه در هم آمیخته و فضایی را ساخته که در آن مرزهای جغرافیایی فروریخته است. اینجا مشهد است، اما دل‌ها پیشاپیش به کربلا کوچ کرده‌اند. امشب سخن از مشک و علم نیست؛ سخن از آخرین ساعت‌های حضور خورشید در میان یاران است. شب عاشورا، شبی است که زمین و زمان نفس در سینه حبس کرده‌اند تا شاهد بزرگترین وداع تاریخ باشند.

مراسم خطبه‌خوانی شب عاشورا در حرم رضوی؛ هم‌نوا با «مکن ای صبح طلوع»

زائرانی که از باب‌الرضا (ع) وارد می‌شوند، در اولین مواجهه با سیاهی کتیبه‌ها و پرچم‌های عزا، شانه‌هایشان می‌لرزد. نسیمی که از سمت صحن جامع می‌وزد، خبر از شبی متفاوت می‌دهد. پرچم سیاه فراز گنبد، امشب در زیر نور پروژکتورها، جور دیگری تکان می‌خورد؛ گویی او هم می‌داند که چند ساعت دیگر، خورشید به مقتل می‌رود. زائران، دسته دسته و بسیاری با پای برهنه، بر روی فرش‌های سرخ صحن قدم می‌گذارند. نگاه‌ها به زمین دوخته شده و لب‌ها به ذکر «یا حسین» مترنم است.

در صحن انقلاب، پنجره فولاد و ایوان طلا در محاصره زائرانی است که امشب را برای دخیل بستن انتخاب کرده‌اند. زیر ساعت صحن، پیرمردانی را می‌بینی که با شال‌های مشکی و سبز، گوشه‌ای کز کرده‌اند. یکی از آن‌ها که سال‌هاست در این شب‌ها زائر حرم است، می‌گوید: امشب شب بی‌کسی زینب است. ما آمده‌ایم تا به آقا تسلیت بگوییم. این شمع‌هایی که خادمان تا دقایقی دیگر روشن می‌کنند، روشنایی دل‌های ماست که در سوگ برادرِ امام رضا (ع) می‌سوزد.

صدای آب سقاخانه اسماعیل‌طلا، امشب روضه‌ای مجسم است. زائرانی که برای تجدید وضو یا نوشیدن آب به سمت سقاخانه می‌روند، لحظه‌ای درنگ می‌کنند. جوانی که لیوان آب در دست دارد، به پهنای صورت اشک می‌ریزد. او می‌گوید: نوشیدن این آب خنک در این ساعت‌ها سخت است. وقتی می‌دانی فردا در چنین زمانی، کودکان در خیمه‌ها چه حالی دارند، عطش معنای دیگری پیدا می‌کند.

در کنار پنجره فولاد، غوغایی برپاست. اما امشب کسی برای حاجت شخصی نیامده؛ انگار همه آمده‌اند تا در این شب سخت، همراه و هم‌نوا با اهل‌بیت باشند. زنی چادرش را به شبکه‌های پنجره گره زده و زیر لب می‌گوید: آقا جان، ما را در خیمه پسرت حسین (ع) ثابت‌قدم بدار.» این شب، شب تمرین استقامت است برای شنیدن روضه‌های فردای مقتل.

حال خوب در جوار بارگاه منور رضوی

در چایخانه‌های حرم، خادمان با سرعتی بیشتر مشغول پذیرایی هستند تا زائران برای شروع مراسم خطبه‌خوانی آماده شوند. بخار چای در هوای شبانه می‌پیچد و پیرزنی که گوشه‌ای نشسته، می‌گوید: این چای امشب طعم اشک می‌دهد. همه منتظرند؛ منتظر صدایی که بلند شود و بگوید: «مکن ای صبح طلوع…». این جمله، ذکر مشترک تمام کسانی است که امشب در این قطعه از بهشت گرد هم آمده‌اند.

در رواق‌های زیرزمینی، فضا معنوی‌تر و آرام‌تر است. زائرانی را می‌بینی که قرآن به دست گرفته‌اند و با خدای خود خلوت کرده‌اند. آن‌ها می‌خواهند مانند یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا، شب را به عبادت بگذرانند. دختر جوانی می‌گوید: آمده‌ام اینجا تا یاد بگیرم چطور می‌توان در میان بلا، فقط زیبایی دید. حرم امام رضا (ع) امشب مکتب‌خانه عاشوراست.

هرچه به زمان شروع مراسم خطبه‌خوانی نزدیک‌تر می‌شویم، التهاب و شور حسینی در صحن‌ها بیشتر می‌شود. دسته‌های عزاداری که از استان‌های مختلف به مشهد آمده‌اند، در صفوفی منظم قرار می‌گیرند. صدای طبل‌ها از دوردست می‌آید؛ صدایی که ضرب‌آهنگِ استغاثه است. حرم به یک دریای متلاطم از پارچه‌های مشکی تبدیل شده و همه چشم‌ها به ایوانی دوخته شده که قرار است خطبه وداع از آنجا قرائت شود.

اکنون خادمان در جای‌جای صحن پیامبر اعظم (ص) مستقر شده‌اند. شمع‌های خاموش در دستانشان، منتظر شعله‌ای هستند تا نمادی شوند از سوختن و ساختن. این شمع‌ها قرار است مسیری از نور را در سیاهی شب عاشورا ترسیم کنند؛ مسیری که از مشهد آغاز شده و به کربلا ختم می‌شود.

تا لحظاتی دیگر مراسم آغاز می‌شود. مشهد امشب، کربلایی است که در آن، امام رضا (ع) آغوش گشوده تا داغ جگرسوز عمه‌اش زینب (س) را تسلی دهد.

خورشید فردا که طلوع کند، سرخ و ملتهب خواهد بود، اما پرچم سیاه این آستان همچنان با غرور خواهد رقصید تا به جهانیان بگوید: «حسین (ع) زنده است و راه او در رگ‌های این زائران جریان دارد.»

💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید

📜 قوانین ارسال نظرات کاربران
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم ایران مدیکال منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *