خبرگزاری مهر، گروه استانها – محراب علوی: آیین پیادهروی اربعین یک سفر درونی و عرفانی است که در رگهای خوزستان جاری میشود. «مشایه الاهواز» روایتی از وفاداری، استقامت و لبیک هزاران نفری به ندای «هل من ناصر ینصرنی» است که قرنها پیش در کربلا طنینانداز شد و امروز در کوچهپسکوچههای اهواز بازتولید میشود. این پیادهروی جلوهای از فرهنگ مقاومت است که در تار و پود زندگی مردمان این دیار تنیده شده و هر ساله با شکوهی فزاینده، مرزهای جغرافیایی را درمینوردد تا به حریم امن حسینی برسد.
وقتی سخن از اربعین به میان میآید، خوزستان با همه ظرفیتهای معنویاش به عنوان دروازه ورود به عتبات، نقشی بیبدیل ایفا میکند. «مشایه» برای مردم این سرزمین یک آیین نمایشی و یک حقیقت جاری است که از کهنسالی مردان تا نونهالی کودکان، همه را در بر میگیرد. این حرکت، تجلی پیوند میان ولایتمداری و ایثار است؛ جایی که پیر و جوان، فارغ از دشواریهای مسیر و گرمای طاقتفرسای خورشید تابستان، در پیادهراه عشق گام برمیدارند و با هر قدم، فریاد حقطلبی خود را به گوش زمانه میرسانند.
عطش دیدار، گرمای تابستان را شرمنده کرد
ساعت نزدیک به ۱۷ عصر است و خورشید اهواز همچنان با تمام توان بر زمین میتابد. دماسنجها دمای بالای ۴۵ درجه را نشان میدهند اما در میان جمعیت، هیچکس به دنبال سایه نیست. اینجا در منطقه ملاشیه، هوا مالامال از شور و حرارت انسانی است. نوای سنج و دمام، همنوا با نوحههای عربی در فضا پیچیده و گویی زمین زیر پای زائران به لرزه درآمده است. پرچمهای سرخ و سبز و سیاه، در باد گرم جنوب میرقصند و هر حرکت آنها، نویدبخش آغازی بزرگ است.

دستان مهربان موکبداران در هر گوشه از مسیر پیداست. آنها با لیوانهای شربت خنک و آب معدنی در پی آن هستند تا از تلاطم تشنگی زائران بکاهند. اینجا مساجد و حسینیهها درهای خود را به روی زائران گشودهاند و خدمت به مشایه، بالاترین افتخار برای ساکنان طول مسیر است. در این انبوه جمعیت، کودکان خردسال با سربندهای «یا حسین» در آغوش مادران و پیرمردانی که تسبیح در دست، زیر لب دعا میخوانند، صحنهای را رقم زدهاند که تنها در قاب اربعین میتوان به تماشا نشست. این پیادهروی، نمایش بیپایان اراده است؛ ارادهای که در برابر هیچ مانع مادی سر خم نمیکند.
روایت اول: زائر نوقدم
در میان جمعیت، دختری ۱۵ ساله با چهرهای معصوم و چشمان مشتاق، توجهم را جلب میکند. زینب سواری، کولهپشتی کوچکی بر دوش دارد و با دقت به اطراف مینگرد. وقتی از او درباره حس و حالش میپرسم، صدایش از هیجان میلرزد. زینب سواری در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: همیشه از بزرگترها شنیده بودم که مسیر کربلا، مسیر بهشت است، اما تصور این همه شکوه و عشق، حتی در رویای من هم نمیگنجید. اولین بار است که افتخار حضور در مشایه را دارم و انگار در دنیای دیگری سیر میکنم.
وی افزود: گرما برایم اصلاً معنایی ندارد چون تنها چیزی که در وجودم حس میکنم، حرارت عشق امام حسین (ع) است که تمام وجودم را فرا گرفته است. میبینم که همه با یک هدف مشترک حرکت میکنند و این یکدلی، زیباترین تصویری است که در عمرم دیدهام. میخواهم با هر قدم، دعای فرج را زمزمه کنم و از امام زمان (عج) بخواهم که به ما توان پیمودن این مسیر را عنایت کند. این پیادهروی برای من، کلاس درس بزرگی است که در آن یاد میگیرم چگونه میتوان برای هدفی والا، از خود گذشت و در میان همهمه دنیا، به دنبال آرامش حقیقی بود.
روایت دوم: استقامت عباس
کمی جلوتر، مردی میانسال با چهرهای آفتابسوخته و لبخندی بر لب در حال قدم زدن است. او عباس حیدری است؛ کسی که سالهاست این جاده را به خوبی میشناسد. عباس حیدری در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: هر سال که میگذرد، اشتیاق من برای این پیادهروی بیشتر میشود. برخی میپرسند آیا در این گرما احساس خستگی نمیکنی؟ من پاسخ میدهم مگر میشود عاشق بود و از سختی راه شکوه کرد؟ سالهاست که همراه کاروانهای پیاده به سمت کربلا میروم و حقیقت این است که گرما به هیچ وجه روی من تاثیر نمیگذارد. هر چه سختی مسیر بیشتر باشد، شیرینی دیدار حرم برایم دوچندان میشود.
وی ادامه داد: اینجا در مسیر مشایه، هر قدمی که برمیداریم، انگار یک گناه از پروندهمان پاک میشود. این جاده، مدرسه استقامت است. من این پیادهروی را نه فقط برای خودم بلکه برای تداوم راه آزادگی امام حسین (ع) انجام میدهم. این حضور، سیلی محکمی است به صورت کسانی که گمان میکنند میتوانند عشق اهلبیت را از دل این مردم بیرون کنند. من تا زمانی که توان دارم، این مسیر را ادامه خواهم داد و امیدوارم روزی برسد که فرزندانم نیز با همین شور و حال، پا جای پای من بگذارند. این کاروان، نماد وحدت ماست؛ وحدتی که دشمنان اسلام همواره از آن هراس داشتهاند.

روایت سوم: ام حسین، نذر قلبی
پیرزنی با عبای مشکی در حالی که دست نوههایش را گرفته به آرامی اما با اطمینان حرکت میکند. او حاجیه ام حسین است. با وجود کهولت سن و بیماری، گامهایش محکم است. ام حسین در گفتگو با خبرنگار مهر تصریح کرد: سالهاست نذر کردهام که تا زندهام، پای پیاده راهی این سفر شوم. بیماری دارم و گاهی دردهای جسمی به سراغم میآیند اما به محض اینکه وارد مسیر مشایه میشوم گویی قدرتی غیبی به من تزریق میشود و به هیچ وجه احساس ضعف نمیکنم. نوههایم را هم با خود آوردهام تا از همین کودکی طعم شیرین این مسیر را بچشند. آنها آیندهسازان این راه هستند.
وی گفت: اینجا معجزه است؛ معجزهای که در قلبهای ما رخ میدهد. خیلیها به من میگویند با این شرایط جسمی چرا خودت را به زحمت میاندازی، اما من میگویم زحمت نیست، این رزق سالانه من است. این پیادهروی برای من، دیدار با معشوق است. هر کجا که نگاه میکنم، جوانانی را میبینم که با عشق به زائران خدمت میکنند و این برایم دلگرمکننده است. من از خدای خود خواستهام که آخرین نفسم در همین مسیر باشد. با همین وضعیت، نه تنها خسته نیستم بلکه احساس جوانی میکنم. این پیادهروی، اکسیر عمر دوباره من است.
روایت چهارم: نسل سوم زائران
در میان جمعیت جوان کاروان، دختر جوانی با پوشش کامل و کولهباری از امید توجه هر بینندهای را جلب میکند. او رقیه شریفی است که برای سومین بار است در این کاروان حضور دارد. رقیه شریفی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: همراهی با پدر و مادرم در این کاروان، برایم افتخاری است که با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست. ما در خانه همیشه از مشایه صحبت میکنیم و من از همان کودکی با این فضا بزرگ شدهام. این کاروان فقط یک گروه پیادهروی نیست، یک خانواده بزرگ است. اینجا یاد میگیریم که چطور در کنار هم زندگی کنیم، چطور از یکدیگر حمایت کنیم و چگونه در سختیها، هوای همدیگر را داشته باشیم.
وی افزود: حضور در مشایه، نگاه مرا به زندگی عوض کرده است. وقتی میبینم در اوج گرمای خوزستان، مردمی که خودشان چیزی ندارند، بهترین پذیرایی را از زائران میکنند، درسی از بخشندگی میگیرم که هیچ کتابی نمیتواند آن را به من بیاموزد. من با تمام وجودم به این حرکت مردمی افتخار میکنم و میدانم که این گامها، امتداد همان گامهایی است که حضرت زینب (س) در مسیر اسارت برداشت تا حقیقت عاشورا فراموش نشود. ما اینجا هستیم تا بگوییم اگر در کربلا نبودیم، امروز پای کار حسین (ع) ایستادهایم.

آغاز رسمی؛ تجدید میثاق با آرمانهای حسینی
دبیر «مشایه الاهواز» نیز در گفتگو با خبرنگار مهر از آغاز حرکت بزرگ مردمی این آیین معنوی از ساعت ۱۶ سه شنبه از منطقه ملاشیه اهواز خبر داد. حجتالاسلام والمسلمین جعفر بوعذار افزود: از نخستین ساعات روز سه شنبه کاروانهای پیادهروی از روستاها و مناطق همجوار برای حضور در این اجتماع بزرگ مردمی وارد ملاشیه شدند.
وی بیان کرد: شرکتکنندگان در این حرکت، با تاکید بر آرمانهای نهضت عاشورا، تجدید عهد با ولایت و اعلام پایبندی به ارزشهای قیام امام حسین (ع)، شعار «مثْلی لَا یُبَایعُ مثْلَهُ» را بهعنوان نماد ایستادگی در برابر ظلم و استکبار سر خواهند داد.
دبیر «مشایه الاهواز» گفت: پیشبینی میشود همزمان با آغاز رسمی این حرکت، خیل عظیمی از زائران و دوستداران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در قالب کاروانهای پیاده به این اجتماع بزرگ مردمی بپیوندند.

دو مرز چذابه و شلمچه در خوزستان از مسیرهای تردد زائران اربعین حسینی در کشور هستند که هر ساله میزبان هزاران زائر عتبات عالیات در آیین باشکوه اربعین حسینی هستند.
بوعذار با تاکید بر اینکه این حرکت مردمی کاملاً خودجوش است، اضافه کرد: همه امکانات لازم برای اسکان و پذیرایی توسط خود مردم و خیرین فراهم شده است و مساجد و حسینیههای طول مسیر، با تمام توان در حال خدمترسانی هستند. این شکوه مردمی، پاسخی دندانشکن به همه کسانی است که به دنبال تضعیف روحیه دینی و معنوی مردم ایران هستند.
طلوع خورشید اربعین در افق مشایه
حرکت عظیم «مشایه الاهواز» حرکتی است از «من» به «ما» و از «دنیا» به «آخرت». این حضور حماسی، نشان میدهد که شعله حسینی در دستان مردمان این دیار نه تنها خاموش نشده بلکه هر سال پرفروغتر از گذشته میسوزد. پیادهروی ملاشیه به کربلا، مشق عشقی است که در آن، هر گام زائران، سندی بر حقانیت راهی است که در آن، فداکاری و ایثار، فصلالخطاب تمام کنشهای اجتماعی است.
این اجتماع بزرگ، در نهایت، پیامی روشن به جهانیان است؛ پیامی که میگوید تا زمانی که عشق به عدالت و حقیقت در رگهای جوامع انسانی جاری است هیچ قدرتی نمیتواند صدای حقطلبی را خفه کند. مشایه، نمادی از تمدن نوین اسلامی است که در آن، کرامت انسانی، خدمت صادقانه و برادری ایمانی، ارکان اصلی تعاملات میان مردم هستند.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید