به گزارش خبرنگار مهر، زیبا عراکی ، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی در یادداشتی نوشت: تعطیلی مدارس در شرایط جنگی، تصمیمی ضروری برای حفظ امنیت جسمی دانشآموزان است؛ اما این تعطیلی بههیچوجه بهمعنای توقف آموزش، تربیت و رشد روانی کودکان و نوجوانان نیست. در روزهایی که فضای خانهها بیش از همیشه تحت تأثیر اخبار و اضطرابهای ناشی از جنگ قرار دارد، خانوادهها نقشی کلیدی در حفظ آرامش، امید و نظم زندگی فرزندان خود ایفا میکنند. در شرایط بحرانی و بهویژه در زمان تعطیلی مدارس، کودکان و نوجوانان بیش از هر گروه دیگری در معرض پیامدهای روانی، آموزشی و رفتاری قرار میگیرند. توقف آموزش حضوری اگرچه اقدامی ضروری برای حفظ ایمنی فیزیکی است، اما در صورت نبود برنامهریزی صحیح، میتواند به افت تحصیلی، افزایش اضطراب و اختلال در نظم زندگی دانشآموزان منجر شود. از اینرو، مدیریت آگاهانه خانوادهها نقش تعیینکنندهای در حفظ سلامت روان، تداوم یادگیری و کیفیت اوقات فراغت فرزندان دارد.
مدیریت بحران روانی کودکان؛ رویکرد علمی
مطالعات روانشناسی کودک نشان میدهد که واکنش کودکان به بحران، بیش از آنکه به خود رویداد وابسته باشد، به نحوه مواجهه بزرگسالان با آن بستگی دارد. انتقال اضطراب، گفتوگوهای نگرانکننده و مواجهه مداوم با اخبار خشونتبار، از مهمترین عوامل تشدید استرس در کودکان است.
خانوادهها باید مصرف اخبار را مدیریت کرده و اطلاعات را بهصورت ساده، واقعی و متناسب با سن کودک منتقل کنند. ایجاد فضای گفتوگو، اجازه بیان ترسها و پاسخدادن آرام و منطقی به پرسشها، از اصول شناختهشده کاهش اضطراب در شرایط بحران است.
حفظ نظم آموزشی در غیاب مدرسه
تعطیلی مدرسه نباید به تعطیلی یادگیری منجر شود. تحقیقات آموزشی نشان میدهد حتی برنامههای کوتاه اما منظم مطالعه، اثر قابلتوجهی در جلوگیری از افت تحصیلی دارند. خانوادهها میتوانند با تنظیم یک برنامه روزانه منعطف شامل مطالعه دروس، مرور مطالب گذشته، خواندن کتابهای غیردرسی و نوشتن، پیوستگی آموزشی را حفظ کنند.
این نظم آموزشی علاوه بر تقویت یادگیری، به کودک احساس ثبات و پیشبینیپذیری میدهد که در شرایط بحران، عاملی مهم برای آرامش روانی است.
مدیریت اوقات فراغت در شرایط محدود
اوقات فراغت بدون برنامه، در شرایط بحرانی میتواند زمینهساز افزایش اضطراب، بیحوصلگی و وابستگی افراطی به فضای مجازی شود. در مقابل، مدیریت هدفمند اوقات فراغت میتواند به کاهش تنشهای روانی و تقویت مهارتهای فردی منجر شود.
فعالیتهایی مانند بازیهای فکری و خانوادگی، فعالیتهای هنری (نقاشی، کاردستی، نوشتن)، تماشای برنامههای آموزشی متناسب با سن، فعالیت بدنی سبک در محیط امن خانه و قصهگویی، از جمله راهکارهای مؤثر برای پرکردن سالم اوقات فراغت کودکان است.
آموزش مهارتهای زندگی در بستر بحران
شرایط بحران، فرصتی ناخواسته اما واقعی برای آموزش مهارتهای زندگی است. مسئولیتپذیری، همکاری، صبر، همدلی و تابآوری، مهارتهایی هستند که میتوان آنها را در جریان زندگی روزمره به کودکان آموخت. مشارکت دادن فرزندان در امور ساده خانه و گفتوگو درباره ارزشهایی چون کمک به دیگران، امید به آینده و حل مسئله، نقش مهمی در رشد اجتماعی و اخلاقی آنان دارد.
نقش خانواده بهعنوان الگوی رفتاری
بر اساس یافتههای علمی، کودکان بیش از توصیههای کلامی، از رفتار والدین الگو میگیرند. آرامش، ثبات رفتاری، مدیریت هیجان و حفظ روال زندگی از سوی خانواده، پیام روشنی به کودک میدهد: «شرایط دشوار است، اما قابل مدیریت است». این پیام، مهمترین عامل در شکلگیری احساس امنیت روانی کودکان در دوران بحران است.
در نهایت، توجه به آموزش، سلامت روان و کیفیت اوقات فراغت کودکان در شرایط بحرانی، یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی و تربیتی است؛ ضرورتی که آثار آن، سالها بعد در کیفیت زندگی فردی و اجتماعی نسل آینده نمایان خواهد شد.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید