خبرگزاری مهر، گروه استانها- آذربایجان شرقی؛ کلیبر، شهر کوچکی در دل ارسباران است که پیش از آنکه نامش در تابلوها دیده شود، در نقشها و رنگها خود را معرفی میکند. اینجا، طبیعت تنها پسزمینه زندگی نیست؛ جنگل و کوه و کوچ، مستقیماً به تار و پود هنر مردم راه یافتهاند. صنایعدستی کلیبر، نه محصول کارخانهاند و نه حاصل ذوق لحظهای؛ آنها روایت ماندگار زندگی مردمی هستند که قرنها با طبیعت همنفس بودهاند.
در خانههای روستایی و سیاهچادرهای عشایری اطراف کلیبر، هنوز دستهایی هستند که صبح را با نخ و پشم آغاز میکنند و شب را با نقش به پایان میبرند. این دستها، خاطره کوچ، سرمای زمستان، گرمای تابستان و صبر زنانه را در قالب ورنی، گلیم و جاجیم ثبت میکنند؛ بیآنکه بدانند روزی این هنر میتواند سند هویت فرهنگی یک منطقه باشد.
کلیبر بهعنوان یکی از مهمترین قطبهای فرهنگی منطقه ارسباران، مجموعهای متنوع از صنایعدستی و سوغاتیهای بومی را در خود جای داده است. از ورنیهای عشایری گرفته تا عسل کوهستانی و صنایع چوبی، همه و همه محصول زیستی هستند که هنوز به شیوه سنتی ادامه دارد؛ زیستی که امروز میان بیتوجهی، گرانی مواد اولیه و نبود بازار پایدار، با چالشهای جدی روبهروست.
صنایعدستی کلیبر فقط یادگاری برای گردشگران نیست؛ این هنرها، سرمایهای فرهنگی و اقتصادیاند که میتوانند آینده منطقه را شکل دهند. اما این آینده، نیازمند دیدهشدن، حمایت و برنامهریزی است؛ پیش از آنکه آخرین دارهای قالی خاموش شوند و آخرین ورنیها فقط در عکسها باقی بمانند.

ورنیبافی؛ شناسنامه هنر عشایری کلیبر
ورنیبافی مهمترین و شناختهشدهترین صنعتدستی کلیبر است؛ هنری که ریشه در زندگی عشایری دارد و بیشتر توسط زنان بافته میشود. ورنیها بدون پرز هستند و برخلاف قالی، نقشه مکتوب ندارند. نقشها ذهنیاند و هر بافنده، روایت شخصی خودش از طبیعت، حیوانات، کوچ و زندگی را بر تار مینشاند.
در ورنیهای کلیبر، بز، پرنده، اسب و نقشهای هندسی ساده، حضوری پررنگ دارند. رنگها اغلب طبیعیاند و از گیاهان منطقه تهیه میشوند. همین ویژگی باعث شده هر ورنی، اثری یگانه و غیرقابل تکرار باشد؛ اثری که هم کاربردی است و هم ارزش هنری دارد.

قالی و قالیچههای محلی؛ روایت ساده اما اصیل
قالیبافی در کلیبر بیشتر در قالب قالیچههای کوچک و متوسط رواج دارد. این قالیها اغلب برای مصرف خانوادگی بافته میشدند و طرحهایی ساده، شکسته و بومی دارند. برخلاف فرشهای شهری، قالیهای کلیبر از پیچیدگی دوری میکنند و به اصالت وفادار میمانند.
با این حال، کاهش صرفه اقتصادی و نبود بازار مشخص، باعث شده بسیاری از دارهای قالی جمع شوند. قالیبافی که زمانی بخشی جداییناپذیر از زندگی روستایی بود، امروز به حاشیه رفته است.

گلیمبافی؛ سادگیِ کاربردی
گلیمبافی یکی دیگر از هنرهای رایج کلیبر است. گلیمها سبک، مقاوم و مناسب زندگی روزمرهاند. نقوش هندسی و رنگهای محدود، ویژگی اصلی این بافتههاست. گلیم در گذشته نقش مهمی در تأمین نیازهای خانوار داشت، اما امروزه با ورود محصولات صنعتی، کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.

جاجیمبافی؛ هنرِ صبر
جاجیمبافی هنری ظریف و زمانبر است که بیشتر توسط زنان مسنتر حفظ شده است. جاجیمها معمولاً برای روانداز و رختخوابپیچ استفاده میشوند و رنگهای شاد و راهراه دارند. این هنر، بیش از هر چیز، نیازمند صبر است؛ صبری که نسل جدید کمتر فرصت تجربه آن را دارد.

صنایع چوبی؛ سوغات جنگلهای ارسباران
وجود جنگلهای گسترده در منطقه ارسباران، زمینهساز شکلگیری صنایعدستی چوبی در کلیبر شده است. ظروف ساده، قاشقهای چوبی و اشیای تزئینی از جمله محصولاتی هستند که با حداقل ابزار و حداکثر مهارت ساخته میشوند. این محصولات، بیشتر بهعنوان سوغاتی مورد توجه گردشگران قرار میگیرند.

عسل، لبنیات محلی و گیاهان دارویی؛ سوغاتیهای طبیعی کلیبر
در کنار صنایعدستی، کلیبر به سوغاتیهای طبیعیاش هم شهرت دارد. عسل کوهستانی ارسباران، به دلیل پوشش گیاهی متنوع، کیفیت بالایی دارد. همچنین لبنیات محلی و گیاهان دارویی، بخشی از اقتصاد خانوارهای روستایی را تشکیل میدهند و مکمل هویت بومی منطقهاند.
صنایعدستی کلیبر، بخشی از هویت فرهنگی ارسباران است
زهرا سلطانی، کارشناس صنایع دستی در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: صنایعدستی کلیبر، بخشی از هویت فرهنگی ارسباران است و بسیاری از این هنرها بدون هیچ حمایت رسمی، فقط با تکیه بر تجربه حفظ شدهاند.
وی، ورنیبافی را مهمترین ظرفیت منطقه دانسته و ادامه داد: ورنی کلیبر قابلیت ثبت جهانی و برند شدن دارد، اما هنوز آنطور که باید معرفی نشده است.
سلطانی، یکی از مشکلات اصلی را نبود بازار فروش پایدار عنوان کرده و افزود: واسطهها سود اصلی را میبرند و هنرمند سهم کمی دارد؛ نبود بستهبندی و فروشگاههای دائمی صنایعدستی، باعث شده گردشگران نتوانند ارتباط مستقیمی با هنرمندان برقرار کنند.
این کارشناس صنایع دستی خاطرنشان کرد: وقتی صنایعدستی درآمد ندارد، طبیعی است که جوانها به سراغش نروند، بسیاری از بافندگان هیچ پشتوانهای ندارند.
وی، نقش گردشگری را کلیدی دانسته و گفت: اگر صنایعدستی در مسیر گردشگری قرار بگیرد، اقتصاد منطقه متحول میشود؛ صنایعدستی کلیبر میتواند پیشران توسعه باشد، به شرطی که نگاه مسئولان تغییر کند.
صنایعدستی و سوغاتیهای کلیبر، روایت زندهای از فرهنگ ارسباراناند؛ روایتی که هنوز ادامه دارد اما نیازمند توجه است. اگر حمایت، بازارسازی و پیوند با گردشگری بهدرستی انجام شود، این هنرها میتوانند هم حافظ هویت فرهنگی باشند و هم ناجی اقتصاد محلی؛ پیش از آنکه دستهای هنرمند کلیبری، برای همیشه از حرکت بایستند.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید