•والدین و سرپرستانی که مرتباً تصاویر و اطلاعات فرزندان خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارند معمولاً از خطرات آگاه هستند اما آنها را نادیده میگیرند.
•پیشرفت سریع فناوری، از جمله هوش مصنوعی، خطرات جوانان را در زمینههایی مانند زورگویی سایبری، سرقت هویت و سوءاستفاده از دادهها افزایش داده است.
•در حالی که انگیزههای مالی و اجتماعی وسوسهانگیز هستند، کارشناسان به والدین توصیه میکنند از ارسال مطالب خودداری کنند و در عوض آینده، ایمنی و استقلال فرزند خود را در نظر بگیرند.
به گزارش میگنا والدین مدتهاست که نقاط عطف کوچک اما معنادار دوران کودکی را ثبت کردهاند، مانند اولین قدمهای لرزان، اولین روزهای مدرسه، جشن تولد و عکسهای شب جشن فارغالتحصیلی.
این لحظات خانوادگی که زمانی در آلبومهای عکس ثبت میشدند و در گردهماییهای خانوادگی دست به دست میشدند، اکنون فیدهای رسانههای اجتماعی ما را پر کردهاند. اشتراکگذاری به انتشار عکسها، ویدیوها یا سایر اطلاعات شخصی فرزندان خود به صورت آنلاین اشاره دارد.
در یک نظرسنجی Security.org در سال ۲۰۲۱، بیش از ۷۵٪ از والدین اطلاعات مربوط به فرزندانشان را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشتند و از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر دنبالکنندههایی در رسانههای اجتماعی داشتند که هرگز آنها را ندیده بودند!
هشتاد و یک درصد اعتراف کردند که از نام واقعی فرزند خود در رسانههای اجتماعی استفاده میکنند و کمتر از ۱ نفر از هر ۴ نفر قبل از انتشار مطلبی در مورد آنها، رضایت فرزند خود را جویا شدند.
چند تماس تلفنی میتواند عکسها و ویدیوهای کودکان را برای مخاطبان گسترده و اغلب عمومی منتشر کند. هویت آنلاین برخی از کودکان این روزها حتی قبل از تولد، مانند اعلامیههای بارداری که شامل سونوگرافی میشوند، منتشر میشود (Leaver, T., & Highfield, T., Information, Communications & Society, Vol. 21, No. 1, 2018opens in new window).
برای بسیاری از والدین و مراقبان، اشتراکگذاری، اجتماع، ارتباط و اعتبارسنجی را ارائه میدهد. با این حال، دامنه آن اکنون بسیار فراتر از حلقههای سنتی دوستان و خانواده است. از بسیاری جهات، والدین از فناوری برای برآوردن نیازهای اولیه استفاده میکنند: تمایل مردم به احساس ارتباط با خویشاوندان و جامعه، علامتگذاری نقاط عطف و کسب اطمینان از اینکه فرزند خود را به خوبی تربیت میکنند.
اما در اکوسیستم دیجیتال امروزی، این پستها فقط یادگاری نیستند آنها سوخت الگوریتم هستند. هر تصویر، ویدیو و عنوان ممکن است جزئیات پنهانی مانند لوگوی مدرسه در پسزمینه، شماره خانه روی صندوق پستی یا یک برچسب جغرافیایی در ابرداده را در خود جای داده باشد. این یک ردپای دیجیتال ایجاد میکند که خطراتی را به همراه دارد که والدین ممکن است در یک محیط دیجیتال همیشه در حال تغییر پیشبینی نکنند. به دلیل نحوه استفاده پلتفرمها و بازیگران بد از محتوای افراد، پستهای روزمره خانوادگی میتوانند ناخواسته به مواد خام برای سوءاستفاده تبدیل شوند.
هوش مصنوعی خطرات اشتراکگذاری بیش از حد یا حتی فقط اشتراکگذاری – آنلاین را افزایش داده است. چهرهها و شباهتهای کودکان، دادههای بیومتریک حساسی هستند که میتوانند از پستهای رسانههای اجتماعی استخراج شده و برای ایجاد دیپفیک رسانههای مصنوعی تولید شده توسط هوش مصنوعی که تصاویر، صدا یا ویدیوی واقعی را تقلید میکنند استفاده شوند. حتی بدون هوش مصنوعی، پستهای ایجاد شده از طریق اشتراکگذاری، کودکان را در معرض خطرات قابل توجهی قرار میدهند.
فناوری احتمال قلدری سایبری، سرقت هویت و سایر اشکال سوءاستفاده از دادهها را افزایش میدهد. در سال ۲۰۱۸، بانک بارکلیز پیشبینی کرد که تا سال ۲۰۳۰، اشتراکگذاری میتواند دو سوم کلاهبرداری هویتی را که جوانان را تحت تأثیر قرار میدهد، تشکیل دهد.
شدت این پیامدهای احتمالی، روانشناسان را بر آن داشته است تا انگیزههای والدین را در پشت اشتراکگذاری و چگونگی تأثیر این انتخابها بر رشد و خودپنداره کودکان بررسی کنند.
بسیاری در مورد قرار دادن مسئولیت صرفاً بر دوش خانوادهها هشدار میدهند و در عوض از سیاستگذاران و پلتفرمها میخواهند که از آینده دیجیتال جوانان بهتر محافظت کنند.
ریسک در مقابل پاداش
شواهد فزایندهای نشان میدهد که اشتراکگذاری اغلب نشاندهنده عادات گستردهتر والدین در رسانههای اجتماعی و درک آنها از ریسک است. در یک نظرسنجی از ۴۹۳ والدین آمریکایی دارای فرزندان ۱۰ ساله و کمتر، اکثر آنها به طور معمول عکسهای فرزندانشان را منتشر میکردند و بدون رضایت صریح فرزندانشان، از انجام این کار احساس راحتی میکردند (آمون، ام. جی. و همکاران، مجموعه مقالات ACM در مورد تعامل انسان و کامپیوتر، جلد ۶، شماره CSCW1، ۲۰۲۲، در پنجره جدید باز میشود).
فراوانی ارسال، قویترین پیشبینیکننده اشتراکگذاری بود و والدین اغلب نتوانستند بین اشتراکگذاری «منظم» عکس و ارسال اطلاعات شناسایی در مورد فرزندانشان تمایز قائل شوند.
اشتراکگذاران مکرر تمایل داشتند شبکههای اجتماعی بزرگتری داشته باشند که شامل افرادی بود که شخصاً نمیشناختند و اغلب خطراتی مانند سوءاستفاده از عکس توسط غریبهها یا شرمساری آینده برای فرزندانشان را دست کم میگرفتند.
شرکتکنندگان همچنین بیشتر با خطرات فوری مانند «خطر غریبه» نسبت به تهدیدهای بلندمدتتر مانند کلاهبرداری هویتی سازگار بودند. حدود ۱ نفر از هر ۵ مادر، حوادث منفی مانند نظرات توهینآمیز، ترول کردن یا پشیمانی از اشتراکگذاریهای گذشته را گزارش کردند. با این حال، فراوانی پستهای آنها با مادرانی که چنین تجربیاتی نداشتند، تفاوتی نداشت.
دیدن همسالان و بستگان که محتوای مشابهی را به اشتراک میگذارند، این تصور را تقویت کرد که پست گذاشتن در مورد کودکان هم معمول و هم قابل قبول است. هانوچ گفت: «آنچه ما آموختیم این نیست که مردم لزوماً از خطرات بیاطلاع هستند. آنها با وجود خطرات، مشارکت میکنند. آنها ممکن است دوستان، خانواده خود همه آنها را در حال پست گذاشتن ببینند و فکر کنند، همه این کار را میکنند – چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟»
تحقیقات بیشتر در مورد درک والدین از حساسیت اطلاعات فرزندانشان، این یافتهها را تأیید میکند. در یک نظرسنجی از ۴۱۸ والدین آمریکایی دارای فرزند ۱۰ ساله و کمتر، اکثر والدین اطلاعات شخصی فرزندانشان (مانند شمارههای تأمین اجتماعی، سابقه پزشکی و اثر انگشت) را بسیار حساس میدانستند.
به طرز شگفتآوری، پدرانی که در مشارکتهای فرزندپروری و به عنوان والدین مجرد بودند، بیشتر احتمال داشت که اطلاعات فرزندانشان را حساس بدانند، اما در عین حال تمایل بیشتری به اشتراکگذاری آن با بازاریابان رسانههای اجتماعی داشتند (هوی، ام. جی. و همکاران، مجله امور مصرفکنندگان، جلد ۵۷، شماره ۱، ۲۰۲۳). این الگو نشان میدهد که آگاهی از خطر همیشه به رفتار محتاطانهتر منجر نمیشود.
انتشار مطالب برای کسب سود
محاسبه ریسک-سود وقتی که اشتراکگذاری با انگیزههای مالی تلاقی میکند، مبهمتر هم میشود. تبلیغکنندگان تقاضای زیادی برای محتوای کودکمحور ایجاد کردهاند که منجر به ظهور اینفلوئنسرهای والدین، کانالهای خانوادگی و «اینفلوئنسرهای کودک» شده است که میتوانند از طریق حمایتهای مالی و معاملات برند درآمد کسب کنند. در حالی که تضمینی برای سودآوری همه اینفلوئنسرهای والدین وجود ندارد، آنهایی که دنبالکنندگان زیادی دارند میتوانند درآمد قابل توجهی کسب کنند. یک تخمین که توسط ABC News به دست آمده است، نشان میدهد که برای سازندگانی با ۱۰۰۰۰۰ تا ۱ میلیون دنبالکننده، محدودهای بین ۴ تا ۲۰ هزار دلار برای هر پست حمایتشده وجود دارد. تحقیقات نشان میدهد که به اشتراک گذاشتن لحظات صمیمیتر خانوادگی اغلب دنبالکنندگان و تعامل بیشتری را جذب میکند و پتانسیل کسب درآمد را افزایش میدهد (Tosuntaș, Ș. B., & Griffiths, M. D., Journal of Family Theory & Review, Vol. 16, No. 3, 2024 در پنجره جدید باز میشود).
این میتواند به طور نامحسوس طرز فکر والدین را تغییر دهد. به گفته دکتر رابین کوزلویتز، روانشناس بالینی کودک و مدیر آموزشی موسسهی تربیت هدفمند، پستهای آنها ممکن است بیشتر بر ارضای «الگوریتم گرسنه» متمرکز شود. الگوریتمها برای به حداکثر رساندن تعامل کاربر طراحی شدهاند و محتوایی که کودکان را به تصویر میکشد، اغلب سطح بالایی از تعامل را ایجاد میکند (Ugwudike, P., et al., Deviant Behavior, Vol. 45, No. 4, 2024opens in new window). هنگامی که پستهای اشتراکگذاری شده تعامل بالایی دریافت میکنند، الگوریتمها طوری طراحی میشوند که آنها را برای مخاطبان گستردهتری تقویت کنند. این میتواند والدین را تشویق کند تا محتوای مشابهی را برای حفظ دسترسی و نفوذ خود ارسال کنند (Ugwudike, P., et al., Big Data & Society, Vol. 11, No. 1, 2024opens in new window). شواهدی وجود دارد که الگوریتمها حتی ممکن است محتوایی را که کودکانی را نشان میدهد که ناراحت هستند، ترجیح دهند. یک مطالعه اخیر نشان داد که ویدیوهای تیک تاک که بدرفتاری روانی با کودکان را به تصویر میکشند، نسبت به سایر محتواها، تعامل بسیار بیشتری دریافت میکنند و این نگرانی را ایجاد میکند که چنین انگیزههایی میتواند پستهای مضر را تشویق کند (Stormer, B., et al., Child Maltreatment, Vol. 29, No. 4, 2024opens in new window).
کوزلویتز گفت: «الگوریتمها واقعاً شخصیت ما را تغییر میدهند. به جای اینکه والدین در درجه اول به عنوان یک والد فکر کنند، در درجه اول به عنوان یک صاحب کسب و کار یا تولیدکننده محتوا فکر میکنند.» وقتی درآمد یک خانواده به تعامل آنلاین گره خورده باشد، با توجه به اینکه کودکان نمیتوانند به طور معناداری رضایت دهند، پتانسیل سوءاستفاده افزایش مییابد. والدین حتی ممکن است فیلمبرداری را به عنوان راهی برای دستیابی به یک هدف خانوادگی، مانند تأمین بودجه تعطیلات، مطرح کنند، اما کودکان هنوز قادر به سنجش این پاداشها در برابر هزینههای بلندمدت حضور در معرض دید عموم نیستند.
این کالاییسازی دوران کودکی، سوالات اخلاقی مهمی را مطرح میکند. در حالی که در ایالتهای مختلف قوانینی برای محافظت از بازیگران کودک در فیلم و تلویزیون وجود دارد – محدودیتهایی برای ساعات کاری، دورههای غذا و استراحت، الزامات آموزشی و حفظ بخشی از درآمد برای بزرگسالی – کودکانی که در محتوای رسانههای اجتماعی پولی نمایش داده میشوند، از حمایتهای قانونی کمی برخوردارند. «کارفرمای» آنها یک استودیو نیست، بلکه والدینی است که زندگی خانگی، تحصیل و درآمد آنها را نیز کنترل میکند و این امر تضاد منافع ذاتی ایجاد میکند.
پرونده روبی فرانکه – یک ویدئوبلاگر خانوادگی ساکن یوتا که در سال ۲۰۲۳ به جرم کودک آزاری محکوم شد – به تصویب قانون H.B. 322 یوتا در ماه مه ۲۰۲۵ کمک کرد. دخترش شاری فرانکه گزارش داد که مادرش او و خواهر و برادرانش را مجبور به انجام کارهایی میکرد که جلوی دوربین خوب به نظر میرسیدند، حتی زمانی که تحقیرآمیز بودند – همه اینها برای جذب مخاطب. قانون H.B. 322 ضمانتهایی را برای افراد زیر سن قانونی درگیر در تولید محتوای رسانههای اجتماعی، از جمله محافظت در برابر سوءاستفاده مالی و نقض حریم خصوصی، تعیین کرد. همچنین، این قانون، تولیدکنندگانی را که بیش از ۱۵۰،۰۰۰ دلار در سال از محتوای مربوط به کودکان درآمد کسب میکنند، ملزم میکند که ۱۵٪ از این درآمد را در یک صندوق امانی که کودکان در سن ۱۸ سالگی میتوانند به آن دسترسی داشته باشند، قرار دهند. فران بلومبرگ، دکترای روانشناسی رشد و استاد دانشکده تحصیلات تکمیلی آموزش و پرورش در دانشگاه فوردهام، گفت: «والدینی که از طریق حضور آنلاین فرزندانشان درآمد کسب میکنند، وارد قلمرو اخلاقی جدیدی میشوند.» بسیاری از کودکان بدون حمایت قانونی کار میکنند. بلومبرگ پیشنهاد داد که پلتفرمهای رسانههای اجتماعی یک کد یا دستورالعمل اخلاقی برای محدود کردن کسب درآمد از محتوای متمرکز بر کودک و نقض احتمالی حقوق کودکان ایجاد کنند.
والدینی که با استفاده از تلفن هوشمند از کودک خود عکس میگیرد
نکات کلیدی والدین و سرپرستانی که مرتباً تصاویر و اطلاعات فرزندان خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارند – عملی که به عنوان اشتراکگذاری شناخته میشود – معمولاً از خطرات آگاه هستند اما آنها را نادیده میگیرند. پیشرفت سریع فناوری، از جمله هوش مصنوعی، خطرات جوانان را در زمینههایی مانند زورگویی سایبری، سرقت هویت و سوءاستفاده از دادهها افزایش داده است. در حالی که انگیزههای مالی و اجتماعی وسوسهانگیز هستند، کارشناسان به والدین توصیه میکنند از ارسال پست خودداری کنند و در عوض آینده، ایمنی و استقلال فرزند خود را در نظر بگیرند. والدین مدتهاست که نقاط عطف کوچک اما معنادار دوران کودکی – اولین قدمهای لرزان، روزهای اول مدرسه، جشن تولد و عکسهای شب جشن فارغالتحصیلی – را ثبت کردهاند. این لحظات خانوادگی که زمانی در آلبومهای عکس قرار میگرفتند و در جمعهای خانوادگی دست به دست میشدند، اکنون فیدهای رسانههای اجتماعی ما را پر کردهاند.
اشتراکگذاری به ارسال عکسها، فیلمها یا سایر اطلاعات شخصی فرزندان به صورت آنلاین اشاره دارد. در یک نظرسنجی Security.org در سال ۲۰۲۱ که در پنجره جدید باز میشود، بیش از ۷۵٪ از والدین اطلاعات مربوط به فرزندانشان را در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشتند و از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر دنبالکنندههایی در رسانههای اجتماعی داشتند که هرگز آنها را ندیده بودند. هشتاد و یک درصد اعتراف کردند که از نام واقعی فرزندشان در رسانههای اجتماعی استفاده میکنند و کمتر از ۱ نفر از هر ۴ نفر قبل از انتشار مطلبی در مورد آنها، رضایت فرزندشان را جویا شدند. چند تماس تلفنی میتواند عکسها و ویدیوهای کودکان را برای مخاطبان گسترده و اغلب عمومی منتشر کند. هویت آنلاین برخی از کودکان این روزها حتی قبل از تولد، مانند اعلامیههای بارداری که شامل سونوگرافی هستند، منتشر میشود (Leaver, T., & Highfield, T., Information, Communication & Society, Vol. 21, No. 1, 2018 در پنجره جدید باز میشود).
برای بسیاری از والدین و مراقبان، اشتراکگذاری، اجتماع، ارتباط و اعتبارسنجی را فراهم میکند. با این حال، دامنه آن اکنون بسیار فراتر از حلقههای سنتی دوستان و خانواده است. از بسیاری جهات، والدین از فناوری برای برآورده کردن نیازهای باستانی خود استفاده میکنند: تمایل افراد به احساس ارتباط با خویشاوندان و جامعه، ثبت وقایع مهم زندگی و کسب اطمینان از اینکه به خوبی از فرزندانشان مراقبت میکنند. اما در اکوسیستم دیجیتال امروز، این پستها فقط یادگاری نیستند – بلکه سوخت الگوریتم هستند. هر تصویر، ویدیو و عنوان ممکن است جزئیات پنهانی مانند لوگوی مدرسه در پسزمینه، شماره خانه روی صندوق پستی یا یک برچسب جغرافیایی در ابرداده داشته باشد. این یک مسیر خرده نان دیجیتالی ایجاد میکند که خطراتی را به همراه دارد که والدین ممکن است در یک محیط دیجیتال همیشه در حال تغییر پیشبینی نکنند. به دلیل نحوه استفاده پلتفرمها و بازیگران بد از محتوای افراد، پستهای روزمره خانوادگی میتوانند ناخواسته به مواد خام برای سوءاستفاده تبدیل شوند.
هوش مصنوعی خطرات اشتراکگذاری بیش از حد یا حتی فقط اشتراکگذاری – آنلاین را افزایش داده است. چهرهها و شباهتهای کودکان دادههای بیومتریک حساسی هستند که میتوانند از پستهای رسانههای اجتماعی استخراج شده و برای ایجاد دیپفیک – رسانههای مصنوعی تولید شده توسط هوش مصنوعی که تصاویر، صدا یا ویدیوی واقعی را تقلید میکنند – استفاده شوند. حتی بدون هوش مصنوعی، پستهای ایجاد شده از طریق اشتراکگذاری، کودکان را در معرض خطرات قابل توجهی قرار میدهند. فناوری احتمال زورگویی سایبری، سرقت هویت و سایر اشکال سوءاستفاده از دادهها را افزایش میدهد.
در سال ۲۰۱۸، بانک بارکلیز پیشبینی کرد که تا سال ۲۰۳۰، اشتراکگذاری میتواند دو سوم کلاهبرداری هویتی را که جوانان را تحت تأثیر قرار میدهد، تشکیل دهد. شدت این پیامدهای احتمالی، روانشناسان را بر آن داشته است تا انگیزههای والدین از اشتراکگذاری و چگونگی تأثیر این انتخابها بر رشد و خودپنداره کودکان را بررسی کنند. بسیاری نسبت به قرار دادن مسئولیت صرفاً بر دوش خانوادهها هشدار میدهند و در عوض از سیاستگذاران و پلتفرمها میخواهند تا از آینده دیجیتال جوانان بهتر محافظت کنند. ریسک در مقابل پاداش شواهد فزایندهای نشان میدهد که اشتراکگذاری اغلب منعکسکننده عادات گستردهتر والدین در رسانههای اجتماعی و درک آنها از ریسک است.
در یک نظرسنجی از ۴۹۳ والدین آمریکایی دارای فرزندان ۱۰ سال و کمتر، اکثر آنها به طور معمول عکسهای فرزندانشان را منتشر میکردند و بدون رضایت صریح فرزندانشان، احساس راحتی میکردند (Amon, M. J., et al., Proceedings of the ACM on Human-Computer Interaction, Vol. 6, No. CSCW1, 2022opens in new window). فراوانی ارسال، قویترین پیشبینیکنندهی اشتراکگذاری بود و والدین اغلب نمیتوانستند بین اشتراکگذاری «منظم» عکس و ارسال اطلاعات شناسایی در مورد فرزندانشان تمایز قائل شوند. افرادی که مرتباً عکسها را به اشتراک میگذارند، تمایل داشتند شبکههای اجتماعی بزرگتری داشته باشند که شامل افرادی بود که شخصاً نمیشناختند و اغلب خطراتی مانند سوءاستفاده از عکس توسط غریبهها یا شرمساری آینده برای فرزندانشان را دست کم میگرفتند.
برای بسیاری از والدین، محاسبه ریسک-فایده شامل ایجاد تعادل بین نیازهای اولیه، مانند ارتباط با عزیزان، با نگرانیهای کمتر ملموس در مورد حریم خصوصی بلندمدت مانند سرقت هویت است. دکتر یانیو هانوچ، استاد علوم تصمیمگیری در دانشگاه ولورهمپتون انگلستان، این بدهبستانها را در یک مطالعه مشترک در مورد اشتراکگذاری فیسبوک در میان مادران بریتانیایی دارای فرزند خردسال بررسی کرد (بریازو، آر. ای. و همکاران، فناوری، ذهن و رفتار، جلد ۲، شماره ۴، ۲۰۲۱، در پنجرهی جدید باز میشود). مزایای درکشده از حفظ روابط با خانوادهی دور، اغلب بر نگرانیها در مورد حریم خصوصی دادهها غلبه داشت.
ژاکلین نسی، استادیار روانپزشکی و رفتار انسانی در دانشگاه براون که در مورد چگونگی تأثیر فناوری بر سلامت روان کودکان مطالعه میکند، گفت: «حداقل پلتفرمها نباید اجازه دهند عکسهای افراد زیر سن قانونی تغییر داده و منتشر شود» تا از ایجاد محتوای دستکاریشده هوش مصنوعی جلوگیری شود. نسی همچنین استدلال کرد که پلتفرمها باید شفافیت بیشتری در مورد دادهها و حریم خصوصی ارائه دهند تا والدین و کودکان بدانند که پس از اشتراکگذاری اطلاعاتشان چه اتفاقی برای آنها میافتد. پاملا ویسنیوفسکی، دانشمند ارشد تحقیقاتی در مؤسسه بینالمللی علوم کامپیوتر و متخصص ایمنی آنلاین نوجوانان، پیشنهاد کرد که پلتفرمها میتوانند مداخلات «بهموقع» مانند نشان دادن فراداده عکس به کاربر قبل از ارسال آن و هشدار دادن به کاربر در صورت وجود اطلاعات مکانی، مانند مدرسه یا خانه کودک، را اجرا کنند.
او همچنین پیشنهاد توسعه ویژگیهایی را داد که بتوانند تشخیص دهند چه زمانی کودکی در یک پست ظاهر میشود و کاربر را به در نظر گرفتن مخاطب مورد نظر یا احساسات پست ترغیب کنند. ویشنوسکی گفت: «تصور میکنم والدین زیادی هستند که پس از یک روز خستهکننده، چیزی را به عنوان فریاد کمک ارسال میکنند.» طراحی متفکرانه میتواند به هدایت مراقبان به سمت حمایت کمک کند و در عین حال آسیبهای احتمالی به کودکان را کاهش دهد. «همچنین میتواند به آنها کمک کند تا از یک طرف بیطرفتر، به روشی که کمتر به حریم خصوصی فرزندانشان آسیب میرساند، بینشی دریافت کنند.» در سطح خانواده، ویشنوسکی پیشنهاد داد که تصمیمگیری در مورد آنچه ارسال میشود، به روشی متناسب با رشد آنها، به اشتراک گذاشته شود.
ویشنوسکی گفت: «آموزش رضایت باید پایهریزی شود. ما نمیخواهیم در ۱۸ سالگی تمام استقلال را به آنها واگذار کنیم. ما میخواهیم آنها را در تصمیمگیریها در طول مسیر مشارکت دهیم تا بتوانند شروع به انجام محاسبات حریم خصوصی در مورد مزایای ارسال این مطلب یا معایب احتمالی آن کنند.»
والدین میتوانند با دعوت از کودکان برای تصمیمگیریهای کوچک در مورد اینکه چه چیزهایی را به اشتراک بگذارند و چرا، این آگاهی را از سنین پایین پرورش دهند. دکتر کنیشا سینکلر-مکبراید، روانشناس بالینی کودک و رئیس بخش سلامت رفتاری یکپارچه در بیمارستان کودکان بوستون، میگوید: «حتی کودکان خردسالی که نمیتوانند از نظر قانونی رضایت دهند، میتوانند «رضایت» خود را اعلام کنند.» او میگوید: «آنها نمیتوانند کاملاً رضایت دهند، اما ما باید در مورد آن با آنها صحبت کنیم. درخواست رضایت از آنها، عادات اولیه احترام را در آنها ایجاد میکند.» چنین گفتگوهایی باید این پیام را منتقل کند که احساسات و مرزهای عاطفی کودک در اولویت قرار دارد.
الگوسازی نیز نقش محوری در ایجاد چارچوب دارد. والدینی که قبل از ارسال محتوا اجازه میگیرند – و دلایل خود را برای خصوصی نگه داشتن جزئیات خاص توضیح میدهند در حال نشان دادن اخلاق دیجیتال هستند.
با بالغ شدن کودکان، چارچوبسازی میتواند گسترش یابد و شامل بحثهای خصوصی در مورد هویت آنلاین و ردپای دیجیتال شود. این بحثها همچنین میتواند شامل توافقنامههای رسانهای خانوادگی باشد که مرزها را روشن میکند و به کودکان اجازه میدهد در صورت پشیمانی از چیزی که قبلاً منتشر شده است، رضایت خود را پس بگیرند.
والدین از طریق همکاری مداوم، فرزندان خود را برای حرکت با احتیاط در دنیای دیجیتال آماده میکنند. پاملا راتلج، دکترا، مدیر مرکز تحقیقات روانشناسی رسانه و استاد بازنشسته در دانشگاه فارغالتحصیلی فیلدینگ در سانتا باربارا، کالیفرنیا، گفت: «این الگویی را ایجاد میکند که در آن با احترام با کودکان رفتار میکنید و شهروندی دیجیتال خوبی را الگو قرار میدهید. شما به آنها حس اختیار بر تصویر خود را میدهید.»
منبع:
www.apa.org
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید