به گزارش خبرنگار مهر، شامگاه شه شنبه همزمان با نهمین شب ماه محرم در میدان شهدای ذهاب رشت، صحنهای متفاوت از همیشه بود. مردمی که ۱۱۵ شب پیش با غمی سنگین بر دل، راهی خیابانها شدند، این بار نه در غمِ از دسترفتهای ناشناخته، که در سوگ سیدالشهدا (ع) و به یاد علمدار کربلا، صفهایی به همپیوسته تشکیل دادند؛ صفهایی که فریادشان از دل برمیخاست: «ابوالفضل علمدار، خامنهای نگهدار».
میدان شهدای ذهاب رشت در نهمین شب محرم الحرام ۱۴۰۵، میزبان جمعیتی بود که هر کدام به نوعی، پرچمداری را تمرین میکردند. در این شب، نه از علمدارِ غایب سخن میگفتند، که از علمدارانی که در میانشان ایستادهاند؛ مردمی که ثابت کردند «گر علمدار رود، باز علمدار رسد».
علمداری به وسعت ایران
در فضای معنوی این مراسم، سخن از حضرت عباس (ع) بود؛ برادری که برادری را معنا کرد و تا ابد، هر جا نام عشق به میان آید، نام علمدار حسین در کنارش میدرخشد. عزاداران رشتی با الگو گرفتن از آن علمدار وفادار، نشان دادند که ایران امروز، نود میلیون علمدار دارد که هر یک در میدانِ خود، پرچم مقاومت را برافراشته نگه داشتهاند.
این جمعیتِ سوگوار، که ۱۱۵ شب است در فراق «سید علی» و در غمِ شهدای راه حق، کمر خم نکردهاند، امروز نیز با همان عهد و پیمان، در خیابان ها ایستاده اند تا بدخواهان این خاک بدانند که خیمه های میهن به اسارت نخواهد رفت.
تاسوعا، روایت یک غروب بیبازگشت
تاسوعا، یعنی علمداری که برای آب رفت و برنگشت؛ یعنی العطش رقیهخاتون (س) در آغوش عموی تشنه لب؛ یعنی برادری که تا آخرین نفس، در برابر یزید سر فرود نیاورد. اما در این شب، علمدار نیامد، تا علمداران جدید بیایند و صفهای مدرسهی عشق را منظم کنند؛ مدرسهای که عشاق وطن را پرورش میدهد.
ایران؛ حرمی با نود میلیون خادم
عزاداران رشتی با شور و شعور حسینی، این پیام را به گوش جهانیان رساندند که ایران، حرم اهل بیت (ع) است و امروز نود میلیون خادم برای این حرم، جانفشانی میکنند. فرقی نمیکند پای پرچم باشد یا میدان نبرد؛ وقتی پای وطن در میان است، همه در یک خیمه گرد هم میآیند و یک پرچم را بر دوش میکشند.
آنان با تأسی به فرموده امام صادق (ع) که «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء»، این سرزمین را کربلای ایران دانسته و عهد میبندند تا آخرین نفس، علمدارِ ایرانِ حسینی باشند، تا مبادا عاشورایی دیگر تکرار شود و خون پاکی بر زمین بریزد.
روایت امید در شبهای بیقراری
صد و پانزدهمین شب ایستادگی، در حالی به پایان رسید که امید در دلها زندهتر از همیشه بود؛ امید به آن صبحی که یکی از این قبیله، دست به دستانِ منتظران ظهور بسپارد و بگوید: «اَنا المَهدی». تا آن روز، ایران ایران است و خواهد ماند؛ تا ابد، با عَلَمِ حسین و نگاه خامنهای.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید