0

دفاع مقدس در قاب خاطرات مادران شهدا؛ روایت سال های چشم انتظاری

دفاع مقدس در قاب خاطرات مادران شهدا؛ روایت سال های چشم انتظاری
بازدید 4

خبرگزاری مهر،گروه استان ها – هما اکبری: دفاع مقدس تنها در سنگرهای خط مقدم و میدان‌های نبرد رقم نخورد؛ پشت جبهه نیز خانواده‌هایی بودند که با بدرقه فرزندانشان، بخشی از بار سنگین جنگ را بر دوش کشیدند و سال‌ها با دلتنگی، نگرانی و چشم‌انتظاری روزگار گذراندند.

در میان شهدای دوران دفاع مقدس، شهدای روحانی جایگاه ویژه‌ای دارند؛ روحانیانی که علاوه بر حضور در جبهه‌های نبرد، در هدایت فکری و معنوی رزمندگان، تقویت روحیه نیروها و تبیین معارف دینی نقش داشتند و همگام با دیگر رزمندگان در دفاع از کشور حضور یافتند.

مادرانی که سال‌ها چشم‌انتظار ماندند اما روایت دفاع مقدس تنها به میدان جنگ محدود نمی‌شود. مادران شهدا نیز در سال‌های جنگ و پس از آن، با صبر و چشم‌انتظاری بخشی از این حماسه را روایت کردند.

برای برخی مادران، بازگشت فرزند با پیکر شهید همراه شد و برای برخی دیگر، سال‌ها انتظار برای روشن شدن سرنوشت فرزند مفقودالاثر ادامه یافت؛ سال‌هایی که هر روز آن با خاطراتی از آخرین دیدار، آخرین خداحافظی و امید به بازگشت همراه بود.

این خاطرات، امروز بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس محسوب می‌شود؛ روایت‌هایی انسانی که در کنار اسناد و خاطرات رزمندگان، تصویری کامل‌تر از ابعاد اجتماعی و خانوادگی جنگ ارائه می‌کند. روایت‌هایی برای نسل امروز بازخوانی خاطرات مادران شهدا در هفته دفاع مقدس، فرصتی برای انتقال تجربه نسلی است که جنگ را از نزدیک لمس کرده و هزینه‌های دفاع از کشور را پرداخته است.

بیان این روایت‌ها برای نسل امروز، تنها بازگویی خاطرات گذشته نیست؛ بلکه تلاشی برای شناخت بهتر روزهایی است که امنیت و آرامش امروز در بستر فداکاری رزمندگان، شهدا و خانواده‌های آنان شکل گرفت.

مادران شهدا با روایت آخرین دیدارها، سال‌های انتظار و لحظه بازگشت پیکر فرزندانشان، بخشی از ناگفته‌های دفاع مقدس را زنده نگه داشته‌اند؛ روایت‌هایی که با گذشت سال‌ها همچنان می‌تواند دریچه‌ای برای شناخت فرهنگ ایثار، فداکاری و مقاومت باشد.

دفاع مقدس در قاب خاطرات مادران شهدا؛ روایت سال های چشم انتظاری

کودکی که مسیرش را از همان سال‌ها انتخاب کرد

«رقیه یوسفی‌ نژاد»؛مادر شهید محمدعلی اصغری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه دارای چهار پسر و دو دختر است. یکی از پسران او به شهادت رسیده و یکی دیگر از فرزندانش نیز از دنیا رفته است، از فرزندشهیدش گفت و اظهار کرد:شهید محمدعلی اصغری هشتم آبان سال ۱۳۴۹ متولد شد. او پنجمین فرزند خانواده و سومین پسر بود. از دوران مدرسه روحیه‌ای فعال و مذهبی داشت و با دوستان خوب و متدین رفت‌وآمد می‌کرد.

وی افزود: محمدعلی از همان سال‌های مدرسه فعالیت‌های مذهبی داشت. یکی از دوستانش پیشنهاد داد او را به قم ببرند. محمدعلی در سالروز ولادت امام علی(ع) لباس روحانیت پوشید و علاقه اش به این مسیر بیشتر شد.

یوسفی نژاد ادامه داد: زمانی که محمدعلی تصمیم گرفت روحانی شود، از من خواست پرونده‌اش را از مدرسه بگیرم. من هم پرونده‌اش را گرفتم و به او گفتم اگر به سمت روحانیت بروی، خودم برایت لباس درست می‌کنم. هر زمان که به قم می‌رفت، ابتدا به زیارت می‌رفت و پس از آن در کلاس‌های درس حاضر می‌شد.

وی گفت: محمدعلی از کودکی به عبادت علاقه داشت. زمانی که کلاس سوم بود، نماز شب می‌خواند. او بچه‌ای فعال بود و بیشتر اوقات خود را در مسجد و خانه سپری می‌کرد.

دفاع مقدس در قاب خاطرات مادران شهدا؛ روایت سال های چشم انتظاری

روحانی جوانی که پیک جبهه‌ها شد

مادر شهید اصغری درباره حضور فرزندش در دوران دفاع مقدس گفت: محمدعلی در طول جنگ رفت‌وآمد داشت و به‌عنوان پیک فعالیت می‌کرد. هر بار که به جبهه می‌رفت، حدود دو ماه در منطقه می‌ماند و سپس باز می‌گشت.

وی افزود: هیچ وقت به محمدعلی نمی گفتم نرو. از کودکی می‌دانستم راهی که انتخاب کرده،درست است. او خودش مسیرش را انتخاب کرده بود و من نیز به تصمیمش احترام می‌گذاشتم.

یوسفی نژاد گفت: محمدعلی به این مسیر علاقه زیادی داشت. تلاش می‌کرد در کنار درس، فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی خود را نیز ادامه دهد.

وی افزود: یکی از دوستان محمدعلی، حاج‌آقا مرتضوی بود. این دوست در سال‌های فعالیت‌های مذهبی با او ارتباط داشت و بعدها نیز خاطراتی از محمدعلی برای ما بازگو می کرد.

مادر شهید اصغری ادامه داد: محمدعلی در دوران جنگ رفت‌وآمد زیادی داشت و هر بار که به جبهه می‌رفت، مدتی طولانی از خانه دور می‌ماند. حضور او در جبهه تنها به فعالیت نظامی محدود نبود، او در مسیر تقویت روحیه رزمندگان و رساندن پیام‌ها نیز تلاش می‌کرد.

هشت سال چشم انتظاری برای بازگشت پیکر

یوسفی نژاد درباره شهادت فرزندش گفت: محمدعلی در سال ۱۳۶۷ در شلمچه عراق به شهادت رسید. پس از شهادت، پیکر او هشت سال مفقود بود.

وی ادامه داد: ما در رشت برای محمدعلی مزار درست کردیم. پس از هشت سال، پیکرش را آوردند، قم را خیلی دوست داشت ،اما طبق گفته بزرگان، در همین محل به خاک سپرده شد.

مادر شهید اصغری درباره سال‌های انتظار گفت:هر بار که محمدعلی به جبهه می‌رفت، برایش نامه می نوشتیم. آخرین نامه‌ای که برای او فرستادم، برگشت خورد. وقتی علت ارسال نشدن نامه را پیگیری کردم، گفتند شاید محل حضورش تغییر کرده باشد.

وقتی از وجود چندین شهید گمنام به کشور گفتند ،یک روز به سپاه رفتم. به من گفته بودند پدر محمدعلی آمده است و باید آزمایش بدهد آزمون خواستند گریه و زاری نکنم وقتی رسیدم، تابوت‌های زیادی را دیدم. پیکر ۳۸ شهید در سال ۱۳۷۵ به کشور بازگشته بود.

یک مادر در فاصله هشت سال، دوبار فرزندش را بدرقه کرد، یک‌بار با امید بازگشت و بار دیگر با پیکری که پس از سال‌ها به خانه برگشته بود.

وی ادامه داد: آخرین‌بار در خردادماه با محمدعلی خداحافظی کردم. آن زمان فکر می‌کردم اگر روحانی شود، آرام‌تر می‌شود و از فکر شهادت فاصله می‌گیرد، اما علاقه او به شهادت در وجودش باقی مانده بود.

آرزوی دیدار امام خمینی(ره)

مادر شهید اصغری با اشاره به سفر خود به قم گفت: یک‌بار همراه پدر محمدعلی به قم رفتیم. او به پدرش گفت مادر به حجره نیاز دارد، چون در آنجا مردان روحانی حضور دارند. محمدعلی در آن زمان ۱۷ سال داشت اما این مسائل برایش خیلی مهم بود.

وی افزود: محمدعلی آرزو داشت امام خمینی(ره) را از نزدیک ببیند. دوست داشت ازدواجش در مهدیه برگزار شود و زندگی خود را در مسیر روحانیت و خدمت سپری کند.

یوسفی‌نژاد درباره خواب‌هایی که درباره رهبری دیده است، گفت: یک‌بار رهبر معظم انقلاب؛سید مجتبی امام خامنه ای (مدظله العالی)را در خواب دیدم. در خواب به من گفته شد که پای ایشان تیر خورده است.

وی ادامه داد: خواب دیگری نیز دیده بودم که صاحب الزمان (عج) یک مشت سکه به من داد. در خواب می‌گفتم من لیاقت دریافت این هدیه را ندارم. وقتی از خواب بیدار شدم، بسیار گریه کردم.

مادر شهید اصغری افزود: حاج‌آقا مرتضوی، یکی از دوستان محمدعلی، دو سال بعد به من گفت که محمدعلی را در خواب دیده است. در آن خواب به او گفته بودند محمدعلی رفته و دیگر بازنمی‌گردد.

دفاع مقدس در قاب خاطرات مادران شهدا؛ روایت سال های چشم انتظاری

احترام به پدر و مادر در خلوت و غربت

یوسفی‌نژاد درباره شخصیت فرزندش و رابطه او با پدر و مادرش گفت: محمدعلی نمونه و تک بود. ارتباط بسیار خوبی با پدرش داشت. در کتابی که درباره او نوشته شده، آمده است محمدعلی همیشه مراعات احوال خانواده را می کرد زمانی اگر دیر وقت به منزل می آمد برای عدم سرو صدا و برای اینکه پدر و مادرش اذیت نشوند، بیرون از خانه و کنار در می‌خوابید.

وی افزود: این رفتار نشان‌دهنده احترام او به پدر و مادرش بود. محمدعلی با وجود سن کم، درک بالایی داشت و تلاش می‌کرد باعث ناراحتی خانواده نشود.

مادر شهید اصغری ادامه داد: او فرزند مسجد و خانه بود. هم در فعالیت‌های اجتماعی حضور داشت و هم به خانواده توجه می‌کرد. علاقه‌اش به روحانیت و عبادت از همان دوران کودکی در وجودش شکل گرفته بود.

پیام مادر شهید برای نسل امروز

یوسفی‌نژاد با اشاره به سال‌های انتظار خانواده‌های شهدا گفت: هشت سال جنگ و هشت سال انتظار را پشت سر گذاشتیم. مردم ایران در این سال‌ها وفاداری خود را نشان دادند بویژه در اجتماعات شبانه که هم در تابستان هم در زمستان با وجود سردی هوا درخیایان وفاداری خود را ثابت کردند .

وی افزود: مردم ما خوب هستند و مسئولان نیز باید در مسیر خدمت به این مردم تلاش کنند.خانواده‌های شهدا سال‌ها با دلتنگی و انتظار زندگی کرده‌اند و شایسته احترام و توجه هستند.

مادر شهید اصغری با بیان اینکه مادران شهدا دل‌های پر غصه دارند و با گریه خودشان را آرام می‌کنند، اظهار کرد:کسانی که می‌خواهند راه شهدا را ادامه دهند، مسئولیت سخت‌تری بر عهده دارند. راه شهدا تنها با سخن گفتن ادامه پیدا نمی‌کند، باید در عمل نیز به ارزش‌های آنان پایبند بود.

وی افزود: امروز جهاد تبیینی اهمیت زیادی دارد. باید واقعیت‌های دوران دفاع مقدس، نقش روحانیون در جبهه‌ها، فداکاری رزمندگان و صبر مادران شهدا برای نسل جوان بیان شود. جوانان باید بدانند آرامش و امنیت امروز، حاصل ایستادگی و فداکاری مردانی است که از همه داشته‌های خود گذشتند.

یوسفی نژاد در پیام آخر این گفتگو گفت: ما بویژه مادران شهدا همچنان پشت سر رهبرمان ایستاده‌ایم. از سپاه و نیروهای مسلح نیز به دلیل حمایت‌ها و تلاش‌هایشان برای شناسایی و بازگرداندن پیکر شهدا قدردانی می‌کنم.

شهادت؛ انتخاب آگاهانه راه

بازگشت پیکر شهید پس از سال‌ها، تنها پایان یک انتظار نیست؛ بازخوانی خاطرات و زندگی نسلی است که در سال‌های دفاع مقدس، آگاهانه راه جهاد را برگزیدند و برای دفاع از سرزمین و آرمان‌های خود راهی میدان نبرد شدند.

شهید روحانی محمدعلی اصغری از جمله شهدایی است که روایت زندگی او، در کنار خاطرات خانواده، بخشی از تاریخ شفاهی دوران دفاع مقدس را شکل می‌دهد؛ روایتی که پس از گذشت سال‌ها همچنان در ذهن و دل خانواده او زنده است.

هشت سال انتظار برای یک دیدار سال‌های چشم‌انتظاری برای مادر شهید محمدعلی اصغری با خاطراتی از فرزندش گره خورده است؛ خاطراتی که در نبود او، به نشانه‌هایی از حضورش تبدیل شده‌اند.

کفش‌های روحانیت، عمامه سفید و تصاویر به‌جامانده از شهید، بخشی از یادگارهایی است که امروز برای مادر، تداعی‌کننده حضور فرزندی است که سال‌ها پیش راهی جبهه شد و دیگر بازنگشت.

بازگشت پیکر شهید پس از هشت سال، اگرچه پایان یک انتظار طولانی بود، اما بار دیگر خاطرات سال‌های دور را برای خانواده زنده کرد؛ خاطرات فرزندی که جای خالی او در خانه، سال‌ها با صبر و دلتنگی مادر همراه بود.

دفاع مقدس؛ روایت مادرانی که چشم‌انتظار ماندند

روایت دفاع مقدس تنها به میدان‌های نبرد و عملیات‌های نظامی محدود نمی‌شود؛ پشت هر رزمنده، خانواده‌ای قرار داشت که بخشی از بار آن دوران را با صبر، نگرانی و چشم‌انتظاری تحمل می‌کرد. مادران شهدا در سال‌های جنگ، فرزندان خود را راهی جبهه کردند و بسیاری از آنان سال‌ها در انتظار بازگشت فرزندانشان ماندند؛ انتظاری که برای برخی با بازگشت پیکر شهید پایان یافت و برای برخی دیگر همچنان ادامه دارد.

روایت زندگی شهید محمدعلی اصغری و مادرش نیز بخشی از همین تاریخ شفاهی است؛ روایتی که در آن خاطرات یک مادر، به پلی میان گذشته و نسل امروز تبدیل می‌شود.

روایتی برای نسل امروز بازخوانی زندگی شهدایی همچون شهید محمدعلی اصغری، تنها بازگویی یک خاطره تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای انتقال بخشی از تجربه نسلی است که دوران دفاع مقدس را از نزدیک لمس کرده است.

در این میان، خاطرات خانواده شهدا و به‌ویژه مادران، بخشی از سرمایه تاریخی و فرهنگی جامعه به شمار می‌رود؛ خاطراتی که می‌تواند تصویری انسانی‌تر از سال‌های جنگ و چرایی انتخاب مسیر جهاد توسط رزمندگان آن دوران ارائه دهد.

بازگشت پیکر شهید محمدعلی اصغری پس از هشت سال، برای خانواده او پایان یک انتظار طولانی بود، اما برای جامعه یادآور زندگی و انتخاب نسلی است که نام و خاطراتشان همچنان در میان خانواده‌ها زنده مانده است.

به تعبیر قرآن کریم، شهیدان مرده نیستند؛ بلکه نزد پروردگارشان زنده‌اند و روزی داده می‌شوند؛ حقیقتی که در حافظه خانواده‌های شهدا و روایت مادرانی که سال‌ها چشم‌انتظار بازگشت فرزندانشان بوده‌اند، همچنان جاری است.

💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید

📜 قوانین ارسال نظرات کاربران
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم ایران مدیکال منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی پی شخص نظر دهنده ثبت می شود و کلیه مسئولیت های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *