تفاوت بین «اختلالات روانی» و «بیماریهای روانی» در نوع نگاه به منشأ، شدت و ماهیت مشکلات سلامت روان است. اختلالات روانی به الگوهای پایدار اما قابلتغییر در افکار، هیجانات یا رفتار گفته میشود که باعث کاهش کارکرد فرد در زندگی فردی، اجتماعی یا شغلی میشوند، بدون آنکه لزوماً آسیب زیستی مشخصی در مغز وجود داشته باشد.
این اختلالات اغلب تحت تأثیر عوامل روانشناختی، محیطی و اجتماعی شکل میگیرند و معمولاً با رواندرمانی، آموزش مهارتهای زندگی و حمایت اجتماعی قابل بهبود هستند. در مقابل، بیماریهای روانی بیشتر به شرایط شدیدتر و مزمنتری اشاره دارند که با تغییرات زیستی، ژنتیکی یا شیمیایی مغز همراهاند و اغلب نیازمند مداخله پزشکی و دارودرمانی هستند.
بعبارت دیگر اختلال روانی مفهومی طیفی و انعطافپذیرتر است، در حالی که بیماری روانی نگاه پزشکی و پاتولوژیکتری به مشکلات روان دارد.
به گزارش میگنا تفاوت بین «اختلالات روانی» و «بیماریهای روانی» از جمله پرسشهای رایج در حوزه سلامت روان است که هم در گفتوگوهای عمومی و هم در متون تخصصی بهصورت مبهم یا نادرست بهکار میرود. درک دقیق این دو مفهوم، نهتنها به افزایش سواد سلامت روان کمک میکند، بلکه میتواند در کاهش انگ اجتماعی، تشخیص بهموقع، انتخاب مسیر درمان مناسب و ارتقای کیفیت زندگی افراد نقش مهمی داشته باشد. در این متن، ابتدا هر یک از مفاهیم «اختلال روانی» و «بیماری روانی» بهصورت علمی و روشن تعریف میشوند و سپس تفاوتها، همپوشانیها و کاربردهای هرکدام در زبان تخصصی و عمومی بررسی خواهد شد.
اختلال روانی به مجموعهای از الگوهای رفتاری، هیجانی، شناختی یا ارتباطی گفته میشود که بهطور معنادار با عملکرد طبیعی فرد در زندگی فردی، شغلی، تحصیلی یا اجتماعی تداخل ایجاد میکند. این الگوها معمولاً پایدار، تکرارشونده و همراه با رنج روانی هستند، اما الزاماً به معنای وجود یک آسیب ساختاری یا بیماری زیستی مشخص در مغز نیستند. در تعریف علمی، اختلالات روانی بر اساس معیارهای تشخیصی مشخص، مانند راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) یا طبقهبندی بینالمللی بیماریها (ICD)، شناسایی میشوند. در این چارچوب، عواملی مانند شدت نشانهها، مدتزمان بروز، میزان اختلال در عملکرد و زمینه فرهنگی فرد در نظر گرفته میشود.
اختلالات روانی طیف گستردهای را در بر میگیرند؛ از اختلالات اضطرابی و افسردگی گرفته تا اختلالات شخصیت، اختلال وسواس فکریعملی، اختلالات خوردن و برخی مشکلات تنظیم هیجان. نکته مهم این است که بسیاری از این اختلالات ماهیتی طیفی دارند، یعنی شدت آنها میتواند از خفیف تا شدید متغیر باشد و در بسیاری از موارد، فرد با دریافت مداخلات روانشناختی مناسب، آموزش مهارتهای مقابلهای و حمایت اجتماعی، بهبود چشمگیری پیدا میکند. در این معنا، اختلال روانی لزوماً به معنای «بیمار بودن» فرد نیست، بلکه نشاندهنده وجود یک الگوی ناسازگار است که نیاز به توجه تخصصی دارد.
به بیان دکترمنیربیگلربیگی روانشناس و مشاور خانواده بیماری روانی مفهومی است که بیشتر بر جنبههای زیستی، پاتولوژیک و پزشکی مشکلات روانی تأکید دارد. بیماری روانی معمولاً به وضعیتی اطلاق میشود که در آن، اختلال عملکرد روانی با تغییرات مشخص در ساختار یا کارکرد مغز، سیستم عصبی یا تعادل شیمیایی بدن همراه است و اغلب نیاز به مداخله پزشکی، از جمله دارودرمانی، دارد. در این رویکرد، مشکلات روانی مشابه سایر بیماریهای جسمی در نظر گرفته میشوند؛ یعنی دارای علتشناسی زیستی، سیر قابل پیشبینی و پروتکلهای درمانی پزشکی هستند.
بیماریهای روانی اغلب شامل اختلالات شدیدتر و مزمنتر میشوند، مانند اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، افسردگی اساسی شدید با ویژگیهای روانپریشانه و برخی اختلالات نوروسایکولوژیک. در این موارد، نشانهها میتوانند بهطور جدی قضاوت، ادراک واقعیت، تنظیم هیجان و توانایی تصمیمگیری فرد را مختل کنند. بیماری روانی ممکن است با دورههای عود و فروکش همراه باشد و در بسیاری از موارد، نیازمند پیگیری طولانیمدت پزشکی و رواندرمانی توأمان است.
یکی از تفاوتهای کلیدی میان اختلال روانی و بیماری روانی در زاویه نگاه به انسان و مشکل او نهفته است. در مفهوم اختلال روانی، تمرکز بیشتر بر تعامل فرد با محیط، سبکهای شناختی، الگوهای هیجانی، تجارب رشدی و عوامل روانیاجتماعی است. در حالیکه در مفهوم بیماری روانی، تأکید اصلی بر آسیبشناسی زیستی، ژنتیک، نوروترانسمیترها و کارکرد مغز قرار دارد. این تفاوت زاویه دید، بر نوع درمان، زبان مورد استفاده و حتی نگرش جامعه نسبت به فرد تأثیر میگذارد.
از نظر کاربرد زبانی، اصطلاح «اختلال روانی» در متون علمی جدید و گفتمانهای سلامتمحور ترجیح داده میشود، زیرا انگ کمتری دارد و امکان نگاه طیفی و پویا به سلامت روان را فراهم میکند.
این اصطلاح به ما یادآوری میکند که سلامت روان یک وضعیت ثابت نیست، بلکه فرآیندی متغیر و وابسته به شرایط زندگی، منابع حمایتی و مهارتهای فردی است. در مقابل، واژه «بیماری روانی» در زبان عمومی اغلب با تصورات منفی، خطرناکبودن یا ناتوانی دائمی همراه شده است، در حالی که از نظر علمی، بسیاری از بیماریهای روانی نیز قابل مدیریت و درمان هستند.
نکته مهم دیگر این است که اختلال روانی و بیماری روانی لزوماً دو مقوله کاملاً جدا از هم نیستند، بلکه میتوان آنها را بر روی یک پیوستار در نظر گرفت. در بسیاری از موارد، یک اختلال روانی درماننشده یا مزمن میتواند به مرور زمان شدت یافته و به وضعیتی نزدیک به بیماری روانی تبدیل شود. همچنین، فردی که به یک بیماری روانی مبتلاست، ممکن است در دورههایی تنها نشانههای خفیفتری در حد یک اختلال روانی را تجربه کند. بنابراین، مرز میان این دو مفهوم همیشه مطلق و ثابت نیست.
از منظر درمان، اختلالات روانی معمولاً با رواندرمانی، مداخلات مبتنی بر شواهد، آموزش مهارتهای زندگی، اصلاح سبک زندگی و تقویت تابآوری قابل مدیریت هستند. درمانهای شناختیرفتاری، رواندرمانی تحلیلی، درمانهای مبتنی بر ذهنآگاهی و مداخلات خانوادهمحور از جمله رویکردهای مؤثر در این حوزهاند. در مقابل، بیماریهای روانی اغلب نیازمند ترکیب دارودرمانی و رواندرمانی هستند و نقش روانپزشک در تشخیص و تنظیم درمان دارویی پررنگتر میشود.
از نظر تشخیص، اختلالات روانی بیشتر بر اساس مصاحبه بالینی، مشاهده رفتار و گزارش ذهنی فرد ارزیابی میشوند، در حالیکه در بیماریهای روانی ممکن است از ابزارهای تکمیلی مانند ارزیابیهای نورولوژیک، تصویربرداری مغزی یا بررسیهای ژنتیکی نیز استفاده شود. البته باید توجه داشت که حتی در بیماریهای روانی، تشخیص صرفاً بر پایه آزمایش نیست و قضاوت بالینی نقش اساسی دارد.
در بعد اجتماعی و فرهنگی، تمایز میان اختلال روانی و بیماری روانی اهمیت ویژهای دارد. در بسیاری از جوامع، از جمله جامعه ایرانی، برچسب «بیماری روانی» میتواند منجر به طرد اجتماعی، خودانگزنی و تأخیر در مراجعه برای درمان شود. استفاده آگاهانه از مفهوم اختلال روانی میتواند به عادیسازی گفتوگو درباره مشکلات روانشناختی و افزایش پذیرش کمک کند. این امر بهویژه در پیشگیری، مداخله زودهنگام و ارتقای سلامت روان جمعی اهمیت دارد.
از منظر سلامت عمومی، تمرکز صرف بر بیماریهای روانی شدید، ما را از توجه به اختلالات روانی شایع اما کمسر و صدا غافل میکند؛ اختلالاتی که اگرچه ممکن است جان فرد را به خطر نیندازند، اما کیفیت زندگی، روابط، بهرهوری شغلی و رضایت فردی را بهشدت کاهش میدهند. افسردگی خفیف تا متوسط، اضطراب فراگیر و اختلالات سازگاری نمونههایی از این دستهاند که سهم بالایی در بار جهانی بیماریها دارند.
در جمعبندی نهایی و خاتمه کلام میتوان گفت اختلال روانی به الگوهای ناسازگار و رنجآور روانشناختی اشاره دارد که لزوماً ماهیت پزشکی ندارند و اغلب قابل اصلاح و بهبود هستند، در حالیکه بیماری روانی بیشتر بر اختلالات شدیدتر با مؤلفههای زیستی و نیازمند مداخلات پزشکی تأکید میکند. هر دو مفهوم بخشی از طیف سلامت روان انساناند و درک دقیق تفاوت آنها به ما کمک میکند با نگاهی انسانیتر، علمیتر و واقعبینانهتر به مشکلات روانی بنگریم. چنین نگاهی، زمینهساز کاهش انگ، افزایش مراجعه بهموقع و در نهایت، ارتقای سلامت روان فردی و اجتماعی خواهد بود.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید