تجربههای جهانی نشان میدهد که بیتوجهی به «اندوه اجتماعی» و تلاش برای عبور شتابزده از آن، ممکن است به انباشت فشارهای روانی و کاهش اعتماد اجتماعی منجر شود؛ موضوعی که در بلندمدت، بر شاخصهای سلامت عمومی و حتی توسعه پایدار اثرگذار خواهد بود.
یکی از شاخصهای کلیدی در ارزیابی وضعیت جوامع پس از بحران، «سرمایه اجتماعی» و میزان اعتماد عمومی است. مطالعات بانک جهانی و گزارشهای بینالمللی سرمایه اجتماعی نشان دادهاند کشورهایی که در مواجهه با بحرانها، رویکرد شفاف، همدلانه و مبتنی بر گفتوگو را در پیش گرفتهاند، در بازسازی اعتماد عمومی و افزایش تابآوری اجتماعی موفقتر عمل کردهاند.
در مقابل، نادیده گرفتن احساسات عمومی میتواند به شکلگیری بیاعتمادی مزمن و کاهش مشارکت اجتماعی بینجامد.
از منظر سلامت روان، مفهوم «اندوه جمعی حلنشده» بهعنوان یکی از عوامل خطر در افزایش پرخاشگری اجتماعی، فرسودگی روانی و کاهش همبستگی اجتماعی شناخته میشود. شواهد علمی تأکید میکنند که به رسمیت شناختن احساسات مردم، فراهمکردن امکان گفتوگوی اجتماعی و اطلاعرسانی دقیق و شفاف، نقش مهمی در پیشگیری از تشدید آسیبهای روانی دارد.
در حوزه ارتباطات سلامت، تجربههای موفق جهانی قابل توجه است. برای نمونه، پس از برخی بحرانهای انسانی در کشورهای اروپایی و اقیانوسیه، تأکید بر همدلی رسمی با مردم، گفتوگوی صادقانه و ارائه خدمات گسترده حمایت روانی–اجتماعی، به کاهش اضطراب عمومی و تقویت انسجام اجتماعی کمک کرده است. ایجاد خطوط مشاوره روانی، حضور فعال متخصصان سلامت روان در رسانهها، و توسعه برنامههای حمایت اجتماعی از جمله اقداماتی بوده که بهعنوان الگوی موفق معرفی شدهاند.
در کشور ما نیز تجربه مدیریت بحرانهای طبیعی نظیر سیل و زلزله نشان داده است هرگاه اطلاعرسانی شفاف، حضور میدانی مسئولان، و ارائه خدمات سلامت روان بهموقع و سازمانیافته انجام شده، میزان تابآوری اجتماعی افزایش یافته و روند بازگشت به شرایط پایدار تسریع شده است.
نکته مهم آن است که نسل جدید، در فضای متنوع رسانهای زندگی میکند و به منابع متعدد خبری دسترسی دارد. در چنین شرایطی، اطلاعرسانی علمی، دقیق و همدلانه میتواند از گسترش شایعات، اضطراب اجتماعی و برداشتهای نادرست پیشگیری کند. ارتباط مؤثر با جامعه، بخشی جداییناپذیر از مداخلات سلامت عمومی در بحرانهاست.
از منظر نظام سلامت، همدلی یک رویکرد عاطفی صرف نیست، بلکه یک مداخله پیشگیرانه مبتنی بر شواهد است. دیدن، شنیدن و به رسمیت شناختن اندوه عمومی، اقدامی در جهت کاهش بار بیماریهای روانی، تقویت سرمایه اجتماعی و حفظ انسجام ملی است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، توجه به سلامت روان، ارتقای سواد سلامت جامعه، گسترش خدمات حمایت روانی–اجتماعی و تقویت ارتباط صادقانه با مردم، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
همدلی نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ اجتماعی و حکمرانی سلامتمحور است؛ رویکردی که میتواند مسیر عبور از بحران را کوتاهتر، کمهزینهتر و پایدارتر سازد.
محمدهادی فرح زادی
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید