خبرگزاری مهر – گروه استانها: کنار نام شهدای مظلوم دیپلمات لبنان که در ایام ماه مبارک رمضان قربانی موشکباران ناجوانمردانه دشمن شدند، نام شهید مجید حسنی کندسر از اهالی روستای کندسر بخش کلاچای رودسر نیز به چشم میخورد. سفره افطاری که در ۱۷ اسفند ماه با خون چند دیپلمات رنگین شد، این بار میزبان مردی بود که خدا در مهمانیاش متاع وجودش را خریدنی دید و با زبان روزه و سبکبالتر از هر زمان دیگری، لباس شهادت بر تنش پوشاند تا خودش میزبان افطارش باشد.
در روزهایی که تحولات منطقه بار دیگر اهمیت حضور نیروهای مستشاری ایران در محور مقاومت را برجسته کرده، شهادت مجید حسنی کندسر یادآوری تلخی از هزینههای والای امنیت پایدار خاورمیانه است.
این شهید از نیروهای با تجربه و مؤمن جبهه مقاومت بود که در ماموریتی در لبنان شهد شهادت را چشید. تاریخ شهادت او در تقویم مقاومت به عنوان نمادی از استمرار راهی ثبت شده که نسلها برای حفاظت از آرمان عدالت و کرامت انسانی پیمودهاند.
شهید حسنی متأهل و دارای سه فرزند، دو پسر و یک دختر ششماهه است؛ اما فراتر از نقش خانوادگی، حامل میراثی بود از ایمان، تخصص نظامی و تعهد به انسانیت؛ ویژگیهایی که در ساختار مستشاری ایران، سرمایه اصلی مقاومت محسوب میشوند. آنچه ماندگار است، پیام فکری و معنوی اوست؛ اینکه جغرافیای مقاومت نه مرز میشناسد، نه قوم و نه زبان، تنها ایمانی مشترک پاس میدارد که نسلهای مؤمن با خون خود بر آن مهر میزنند.
پدر شهید: خداوند با رزمنده معامله میکند
«حجتالاسلام قاسم حسنی کندسر» پدر شهید مجید حسنی کندسر، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ویژگی و فلسفه شهید و شهادت اظهار کرد: خداوند در سوره مبارکه توبه در قرآن کریم میفرماید زمانی که رزمنده عزم خود را برای حضور در جبهههای حق علیه باطل جزم میکند، خداوند با او معامله و خریدارش میشود.
وی افزود: شهید با آگاهی از این دنیا به دنیای دیگر کوچ میکند و در عالم برزخ با خدای خود سخن میگوید.
پدر شهید حسنی با اشاره به اینکه اطلاق آیات و روایات قرآن شهید برای مردهها و زندهها منشأ اثرات است، تصریح کرد: آرامگاه شهید خاستگاه دیگران میشود و روحیه شهادت را در زندهها زنده میکند.
از کودکی هیئتی تا افتخار دریافت هدیه از رهبر شهید
حجتالاسلام حسنی ادامه داد: شهید مجید از عنفوان جوانی یک بچه هیئتی و عاشق مسجد بود که بعد از اتمام دانشگاه وارد سپاه قدس شد.
پدر شهید حسنی به بعد اخلاقی شهید پرداخت و گفت: جاذبهاش بیشتر از دافعهاش بود. اخلاق نیکوی او باعث جذب افراد زیادی در کنار شهید شده بود.
وی بیان کرد: شهید از دستان رهبر شهید آیتالله خامنهای و شهید سید حسن نصرالله به پاس رشادتهایش هدایایی دریافت کرده بود.
حجتالاسلام حسنی با بیان اینکه شهید عاشق شهادت بود، افزود: ایشان همیشه توصیه میکرد که برایش دعا کنند که به شهادت برسد که به خواسته قلبی خود رسید.
وی ادامه داد: گرچه ما به ظاهر او را نخواهیم دید، اما یاد و خاطره او همیشه با ما همراه هست و افتخار میکنیم که فرزند ما در راه خدا و حق قدم برداشت. او امانت و هدیهای از سوی خداوند برای ما بود و آن را بازپس گرفت.
مادر شهید: چند روز قبل از شهادتش او را در آغوش گرفتم
«رویا حبیبیپور» مادر شهید مجید حسنی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: مجید همیشه به من میگفت مادر من آرزوی شهادت دارم. او فرزند بسیار مهربان و خوشاخلاقی بود.
وی افزود: چند روز قبل از به شهادت رسیدنش خوابش دیدم که بغلم کرد. نمیدانم چه خوابی بود که بعد از چند روز خبر شهادتش را به ما دادند.
همسر شهید: بیست سال با همسر شهیدگونه زندگی کردیم
«منصوره کرمی» همسر شهید مجید حسنی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: بیست سال پیش با همسرم ازدواج کردم که از همان دقایق اول بنای زندگیمان را بر این گذاشتیم که مثل شهدا زندگی کنیم.
وی اضافه کرد: در طول این سالها اگر سختیهایی وجود داشت، اما سعی خود را بر این کردیم که در مسیر شهدا و اهل بیت باشیم.
همسر شهید بیان کرد: تفریحات ما در زندگی رفتن به گلزار شهدا و سرکشی به خانواده شهدا بود و خدا را شاکرم که سرانجام زندگی همسرم سرش را بر دامان اباعبدالله (ع) گذاشت و به سوی خداوند پر کشید.
ثمره ازدواج؛ سه فرزند و وصیت برای ادامه راه پدر
کرمی بیان کرد: ثمره ازدواج ما سه فرزند است و از خداوند میخواهم که فرزندانمان به مانند پدر شهیدشان در مسیر اهل بیت(ع) قرار بگیرند و عاقبت به خیر گردند.
وی به سیره و اخلاق شهید اشاره و گفت: واژه «نه» در فرهنگ لغت همسرم وجود نداشت و همیشه با خوشرویی کمکحال مردم بود.
کرمی با اشاره به فرمایش شهید سلیمانی که «تا شهید زندگی نکنی شهید نخواهی شد»، افزود: مجید تمام ویژگیهایی که مستلزم این است که یک انسان آسمانی و خدایی شود را در زندگی خود پیاده کرده بود که ایشان را پذیرفتند.
همسر شهید حسنی با اشاره به همراهی با همسرش در هر کوی و برزن، گفت: از همسر شهیدم میخواهم دست حمایتگر خودشان را در این دنیا بر سر فرزندان و خانوادهاش نگه دارد و شفیع ما در روز قیامت پیش حضرت زهرا (س) شوند.
پیام به دشمنان: فکر نکنید با رفتن عزیزانمان دست از نظام برمیداریم
وی به دشمنان قسمخورده این انقلاب و نظام گفت: فکر نکنید با رفتن عزیزترین کسان ما دست از این نظام برمیداریم لذا خداوند را شاکریم که دشمنان ما را از جاهلان قرار داد چرا که مفهوم شیعه ایرانی انقلابی را هنوز تشخیص ندادهاند.
وی بیان کرد: دشمنان بدانند زمانی که یک زن ایرانی چادر حضرت زهرا (س) را سر میکند، باید بداند که راه ما چه راهی است و دست از این راه نخواهیم کشید و فرزندانمان همان راه پدران خود را ادامه خواهند داد و دشمنان ما به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست.
فرزند شهید: پدرم از لحاظ اخلاقی نخبه بود
«محمد طاها حسنی» فرزند اول شهید حسنی، دانشآموز پایه نهم متوسطه، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: از اخلاق بارز پدرم خوشرویی بود. ایشان علاوه بر کار، از لحاظ اخلاقی نیز نخبه و زبانزد بودند.
فرزند شهید گفت: از خداوند میخواهم که اسرائیل بزودی نابود شود.
خواهر شهید: مجید پایش روی زمین نبود، آسمانی بود
«مریم حسنی» خواهر شهید مجید حسنی، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مجید در زندگی حواسش به همه بود. علاوه بر مشکلات و دغدغههای خودش، دغدغه ما را هم داشت و مدام به ما سفارش میداد که حواستان به پدر و مادر باشد.
وی ادامه داد: همیشه بهش میگفتم تو دین خودت را ادا کردی، حالا دیگر برگرد پیش خانوادهات. میگفت تازه کار شروع شده است.
مریم حسنی بیان کرد: مجید کلا پایش روی زمین نبود. آسمانی بود. همیشه میگفت زشت است که همینجوری برگردم، باید شهید بشوم که برگردم که آخر هم این اتفاق افتاد.
داماد شهید: یک بار اخم به چهره نداشت
«علی محمدی» داماد شهید حسنی، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: شهید را از بچگی میشناختم. ایشان بواسطه اخلاق نیکویی که داشتند، به مانند شهدا میدیدم. یک بار اخم به چهره نداشت.
وی افزود: ما آقا مجید را از دست ندادیم چون شهدا را از دست ندادهایم.
خواهرزاده شهید: داییام پیشقدم شد برایم کتاب خرید
محدثه محمدی، خواهرزاده شهید مجید حسنی، در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: داییام خیلی انسان شریف و پاکی بود. همیشه آرزو داشت من تیزهوشان قبول شوم و خودش پیشقدم شد برایم کتاب خرید. وقتی داییام این کار را کرد، پشتم گرم شد و انگیزه درس خواندنم بیشتر شد.
وی افزود: تمام تلاش خودم را میکنم که در این آزمون سربلند بیرون بیایم.
روایتی از ماندگاری؛ وقتی خون شهدا تاریخ را مینویسد
اینجا روستای کندسر در بخش کلاچای رودسر است؛ جایی که حالا نامش در تقویم مقاومت با خون شهید مجید حسنی گره خورده است. مردی که از کودکی در هیئتها و مساجد پرورش یافت، از دستان رهبر شهیدش هدیه گرفت و در آسمان لبنان به خواسته قلبیاش رسید.
در این میان، آنچه بیش از هر چیز ماندگار میماند، روایتهایی است که از زبان عزیزانش به جای میماند. از مادری که چند روز پیش از شهادت، فرزندش را در آغوش گرفت و خوابش تعبیر شد؛ از پدری که با آیههای قرآن از خریداری شدن فرزندش توسط خداوند سخن میگوید؛ از همسری که بیست سال با مردی زیست که «نه» در فرهنگ لغتش جایی نداشت و امروز با افتخار میگوید مجید تمام ویژگیهای یک انسان آسمانی را در زندگیاش پیاده کرد.
و از فرزند کوچکی که با همان غیرت پدرانه از نابودی اسرائیل میگوید و نشان میدهد که خون شهید، نه فقط در زمین که در رگهای نسل بعد نیز جاریست.
شهید مجید حسنی رفت تا بماند. رفت تا به دشمنان بگوید که زن ایرانی با چادر حضرت زهرا (س) از راه خود دست نمیکشد و فرزندان این مرز و بوم، همان راه پدران خود را ادامه خواهند داد. رفت تا جغرافیای مقاومت را بیمرزتر از همیشه ثبت کند؛ جغرافیایی که تنها با ایمان مشترک پاس داشته میشود و نسلهای مؤمن با خون خود بر آن مهر میزنند.
و اینگونه است که شهدا را از دست نمیدهیم؛ چون شهدا به آسمان پیوستهاند و آرامگاهشان، خاستگاه تمدنساز و روحیهبخش برای زندههاست. آنها پا روی زمین نداشتند و آسمانی بودند و امروز، در جای جای این دیار، مشعل هدایت را به دستان نسل بعد سپردهاند تا راهی که با خونشان آبیاری شده، تا همیشه ادامه یابد.
روایت راویان این مسطوره، یک صدا تکرار میکنند: ما شهدا را از دست ندادیم، چون شهدا هرگز از میان نمیروند. آنها زندهاند و حیات طیبهشان، چراغ راه آیندهای است که دشمنانش به زبالهدان تاریخ خواهند پیوست.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید