تحقیقات در مورد رشد کودکان پیش دبستانی نشان داده کسانی که ABC خود را با ردیابی آنها از طریق حرکت، مانند نوشتن یاد میگیرند، نسبت به کسانی که این کار را با تایپ کردن انجام میدهند، تشخیص و درک بهتر و طولانیتری دارند. همچنین تصور میشود که عمل انجام حرکات مربوط به دستخط به حفظ بیشتر کلمات جدید کمک میکند.
در بزرگسالان، عادت یادداشت برداری با تلفن یا لپ تاپ به طور فزاینده ای رایج شده, اما به نظر میرسد کمتر از انجام این کار با دست موثر باشد. به عنوان مثال، یک مطالعه در سال 2014 نشان داد دانشآموزانی که برای یادداشتبرداری در سخنرانیها و سمینارها به تایپ کردن تکیه میکردند، نسبت به افرادی که با دست یادداشتبرداری میکردند عملکرد بدتری در سؤالات مفهومی داشتند. اما چرا دست خط برای یادگیری بهتر است؟
به نظر میرسد که پاسخ در مقایسه با تایپ کردن به پیچیدگی نسبی عمل مربوط میشود. نوشتن به حرکت، مهارت و هماهنگی و توجه بصری بیشتر نیاز دارد و بنابراین بخشهای مختلف مغز را تشویق میکند تا برای تبدیل اشکال در سرمان به چیزی که در صفحه قابل مشاهده است گرد هم آیند. با این حال، شواهد فزاینده نشان میدهد که اتکای بیش از حد به تایپ، بهویژه درمورد کودکان، برای یادگیری کمتر مؤثر است.
برخی تحقیقات حتی نشان داده اند که استفاده از قلم روی صفحه نمایش می تواند به اندازه نوشتن روی کاغذ مفید باشد، زیرا حرکت نوشتار مهم است نه رسانه.
پژوهشی جدید که در Frontiers in Psychology منتشر شده است، با بررسی فعالیت مغزی دانشآموزان در حین یادداشت برداری نشان داد که نوشتن با دست باعث افزایش فعالیت الکتریکی در مناطق بههم متصل مغز میشود که مسئول حرکت، بینایی، پردازش ادراکی و حافظه هستند. این یافتهها به مجموعهی عظیمی از شواهد دربارهی اهمیت آموزش کودکان برای نوشتن کلمات با دست و طراحی از روی تصاویر اضافه میشوند.
تایپ کردن همه چیز هنگام شنیدن حرفهای استاد کمی وسوسهانگیز است. زیرا به نوعی آنچه از گوش شما وارد میشود، از نوک انگشتانتان خارج میشود؛ اما در این وضعیت اطلاعات ورودی را پردازش نمیکنید.
درحالیکه هنگام نوشتن با دست تقریبا غیرممکن است که همه چیز را بتوانید یادداشت کنید و به همین دلیل دانشجویان و دانشآموزان مجبور میشوند به شکلی فعالانه به اطلاعات ورودی توجه و آنها را پردازش و اولویتبندی کنند و سپس با یکپارچهسازی این اطلاعات، چیزهایی را که قبلا آموختهاند به یکدیگر ربط دهند. این اقدام آگاهانه برای اضافهکردن به دانش موجود میتواند مشارکت و جذب مفاهیم جدید را آسانتر سازد.
پژوهشگرها برای درک بهتر تفاوتهای فعالیت مغزی در طول دو روش یادداشتبرداری، ساختار اصلی پژوهش سال ۲۰۱۴ را تغییر دادند. آنها الکترودهایی را با ۲۵۶ حسگر به یک کلاه توری دوختند که فعالیت مغزی ۳۶ دانشآموز را در حین نوشتن یا تایپ کردن ۱۵ کلمه از بازی Pictionary ثبت میکرد.
وندر میر میگوید:
وقتی تایپ میکنید، حرکت سادهی انگشتان در تولید هر حرف مشارکت دارد، در حالی که وقتی با دست مینویسید بلافاصله حس تولید را دریافت میکنید؛ بهطوریکه تولید حرف A کاملا متفاوت با تولید حرف B میشود.
بنابراین کودکانی که نوشتن و خواندن را صرفا با ضربهزدن به تبلت دیجیتالی میآموزند، اغلب در تفکیک حروف شبیه به هم یا حروف آینهای مثل b و d دچار مشکل میشوند.
وقتی حرف یا کلمهای را مینویسید، در واقع از آن فهم ادراکی دارید و سیستم حرکتی خود را برای ایجاد آن فراخوانی میکنید. سپس این فرآیند خلق به سیستم بصری باز میگردد در آنجا مجددا پردازش میشود و به این ترتیب ارتباط بین عمل و تصاویر و کلمات مرتبط با آن تقویت میشود. این فرآیند به تصور کردن چیزی و سپس ایجاد آن شباهت دارد. وقتی با نوشتن، طراحی یا ساختن به تخیلات خود شکل مادی میبخشید، مفاهیم در ذهنتان باقی میمانند.
بر اساس پژوهشی در سال ۲۰۲۱، شرکتکنندگان با اجرای عمل مرتبط با برخی فعلها، آنها را راحتتر به خاطر سپردند. ترسیم اطلاعات و اجرای آنها مفید است؛ زیرا دربارهی اطلاعات فکر میکنید و باید چیزی معنادار را تولید کنید. با تغییر شکل اطلاعات، اتصال میانی بین شبکههای عصبی وسیع مغز را عمیقتر میکنید و به این ترتیب دسترسی این بخشها به اطلاعات آسانتر خواهد شد.
عمل نوشتن با دست میتواند بخشهای مختلف مغز را بهتر از دیگر روشهای یادگیری مثل خواندن یا دیدن درگیر کند. همچنین نوشتن با دست، تشخیص حروف در کودکان پیشدبستانی را بهبود میدهد و یادگیری از طریق نوشتن بهتر از دیگر روشها در حافظه بلندمدت باقی میماند. همچنین درگیر شدن سیستم حرکتی مغز باعث میشود کودکان در تفکیک حروف کوچک مثل b و p بهتر عمل کنند.
پژوهش جدید میتواند پرسشهای بزرگتری را درباره یادگیری مطرح کنند. برای مثال اتصالهای مغزی چگونه در طول زمان تغییر میکنند و این اتصالها چه زمانی بیشترین اهمیت را در فرآیند یادگیری دارند. بااینحال یافتههای جدید به معنی مضر بودن فناوریهای جدید نیستند. لپتاپها، گوشیهای هوشمند و دیگر دستگاهها میتوانند برای نوشتن مقاله یا پژوهش مفید باشند و دسترسی بهینه به منابع آموزشی را فراهم کنند.
مشکل وقتی رخ میدهد که افراد بیش از حد بر فناوری تکیه میکنند و به این ترتیب فرآیندهای فکری خود را به دستگاههای دیجیتالی محول میکنند. به این عمل «بارسپاری شناختی» گفته میشود که به معنی استفاده از تلفن همراه برای به خاطر سپردن وظایف، ثبت عکس به جای به خاطر سپردن اطلاعات یا وابستگی به جیپیاس برای پیدا کردن راه است. شاید این کار مفید باشد، اما انجام آن به صورت پیوسته باعث میشود کمتر از مغزتان کار بکشید. اگر به صورت فعال از بخشهای حرکتی یا حافظه در مغز استفاده نکنید، ممکن است به مرور دچار زوال شوند.
برخی مسئولان کشور نروژ به دنبال پیادهسازی مدرسههای کاملا دیجیتالی هستند. به گفته معلمهای اول ابتدایی در این کشور، دانشآموزان تازه وارد به ندرت میدانند چگونه مداد را در دستشان بگیرند و همین مسئله نشان میدهد که در پیشدبستانی تکالیفی مثل رنگآمیزی تصاویر یا حل پازل را انجام ندادهاند. به همین دلیل ممکن است فرصتهایی را که به رشد و تحرک مغزشان میانجامد، از دست بدهند.
زومبیت
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید