یادداشت مهمان – حجت الاسلام متین قربانی*: در دستگاهِ محاسباتیِ دنیا، هر کنشی با ترازوی «سود و زیان» سنجیده میشود؛ اما در منطقِ انقلاب اسلامی، عنصری وجود دارد که ماهیتِ ماده را تغییر میدهد و به آن «جاودانگی» میبخشد. این عنصر، همان «نیتِ الهی» است. جایی که تلاشِ انسان از پیلهی «خودخواهی» خارج شده و به اقیانوسِ «ارادهی الهی» متصل میشود، نامِ آن تلاش دیگر صرفاً «فعالیت» نیست؛ بلکه «جهاد» است.
کیمیاگریِ نیت؛ تبدیلِ «مس» به «طلا»
جهاد، پیش از آنکه یک حرکتِ بیرونی باشد، یک انقلابِ درونی است. تفاوتِ میانِ یک کنشِ عادی با یک حرکتِ جهادی در «نقطه عزیمت» آنهاست. مجاهد کسی است که قبلهنمای قلبش را به سمتِ «رضای حق»تنظیم کرده است.
رهبر شهید انقلاب در تبیین این حقیقت، روحیه جهادی را با «اخلاص» پیوند میزنند: «روحیه جهادی یعنی کار را برای خدا انجام دادن و آن را وظیفه خود دانستن.» در این نگاه، «کار» دیگر یک بارِ سنگین بر دوش نیست، بلکه یک «فرصتِ پرواز» است. وقتی نیت برای خدا شد، کوچکترین قدمها برکت مییابند و بزرگترین موانع، حقیر میشوند؛ چرا که طرفِ معاملهی مجاهد، قدرتی است که تمامِ خزائنِ آسمان و زمین در دستِ اوست.
خروج از حصارِ «امکانات» به وسعتِ «تکلیف»
یکی از ویژگیهای برجستهی جهاد، «بنبستشکنی» است. اما این بنبستشکنی از کجا نشأت میگیرد؟ از اینجا که مجاهد، افقِ دید خود را به داشتههای محدودِ مادی گره نمیزند. وقتی نیت خالص شد، نگاهِ انسان از «آنچه هست» به «آنچه باید باشد» تغییر میکند.
در فرهنگ جهادی، «نمیشود» و «نمیتوانیم» واژههایی بیگانه هستند. کسی که برای خدا قدم برمیدارد، به وعدهی صادقِ «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» (محمد/۷) ایمان دارد. این ایمان، چنان توانمندی و جوششی در فرد و جامعه ایجاد میکند که پیچیدهترین گرههای اجتماعی و فرهنگی با سرانگشتِ «باور به نصرت الهی» باز میشوند.
جهاد؛ تجلیِ عشق و بصیرت
جهاد، تلاشی خشک و بیروح نیست؛ بلکه آمیخته با «عشق، ایمان، بصیرت و همت» است. کار وقتی برای خدا شد، با «محبت» انجام میشود. مجاهد به جامعه و مردمش عشق میورزد، چون آنها را عیالالله میبیند.
از سوی دیگر، این نیتِ الهی است که به انسان «بصیرت» میدهد تا در غبارِ فتنهها و سختیها، راه را گم نکند. نیتِ خالص، مانندِ چراغی است که مسیرِ سختِ رسیدن به اهدافِ بلندِ تمدنی را روشن میکند. به تعبیرِ دقیقِ آقای شهید ایران: «اگر روحیه جهادی در کشور باشد، هیچ مشکلی باقی نمیماند.» و این روحیه، ریشه در همان جهتگیریِ الهی دارد.
تبیینِ حق در آیینهی خدمت
در منطقِ ما، «خدمتِ صادقانه»رساترین نوعِ تبیین است. وقتی کنشگرانِ فرهنگی و اجتماعی، بدونِ چشمداشتِ مادی و تنها با سودایِ خدمت به خلق برای رضای خالق به میدان میآیند، در واقع در حالِ ترسیمِ چهرهی واقعی اسلامِ ناب هستند.
اینجاست که پیوند میان «خدمت» و «تبیین» معنا پیدا میکند. کارِ جهادی، شکافهای میانِ مردم و حاکمیت را ترمیم میکند و امید را در دلها زنده میسازد. هر جا که اثری از «من» و «نام» نباشد و همه چیز برای «او» باشد، آنجا قطعهای از بهشت و الگویی برای ساختنِ جامعهی آرمانی است.
سخن پایانی
ما امروز در آستانهی فصلی نوین از بازخوانیِ مفهومِ جهاد هستیم. باید باور کنیم که جهاد، نه یک عنوانِ موقت، بلکه «منطقِ دائمیِ حرکتِ انقلاب» است. اگر میخواهیم در عرصههای فرهنگی و اجتماعی پیروز شویم، باید ابتدا در ساحتِ «نیت»، خود را برای یک نبردِ بزرگ با نفس آماده کنیم.
وقتی کار برای خدا شد، خستگی در آن راه ندارد؛ چون منبعِ انرژیِ مجاهد، لایزال است. جهاد، مسیرِ کسانی است که میخواهند نامشان در جریدهی عالم به عنوانِ «بنبستشکن» ثبت شود؛ کسانی که با کیمیایِ نیت، خاکِ خدمت را به طلایِ سعادتِ جامعه تبدیل میکنند.
* معاون دستیار رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در امر جهاد
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید