وی با اشاره به اینکه اگر بخواهم از دیدگاه علمی خلاقیت در کودکان را مورد بررسی قرار دهم، اظهار کرد: یکی از شناختهشدهترین تعاریف خلاقیت را «تورنس» ارائه کرده است؛ از نظر او خلاقیت یعنی توانایی فرد برای تشخیص یک مساله، پیداکردن راهحلهای مختلف، آزمودن آنها و رسیدن به ایدههای تازه، یعنی خلاقیت فقط به معنای داشتن استعداد هنری یا نقاشی کشیدن نیست، یعنی کودک بتواند برای موقعیتهای مختلف، متفاوت فکر کند و راههای جدیدی برای حل مسائل پیدا کند.
این روانشناس با بیان اینکه تفاوت بین هوش و خلاقیت در کودکان چگونه تشخیص داده میشود، گفت: مردم معمولا هوش و خلاقیت را یکسان میدانند که باور اشتباهی است. این دو با هم ارتباط دارند اما یکی نیستند. هوش بیشتر به توانایی یادگیری، درک، استدلال و حل مسائل براساس دانستههای قبلی مربوط میشود، اما خلاقیت یعنی اینکه کودک بتواند به یک مساله از زاویهای متفاوت نگاه کند و ایدهها یا راهحلهای تازه ارائه دهد، به همین دلیل ممکن است کودکی از نظر هوشی بسیار توانمند باشد اما همیشه از روشهای معمول استفاده کند. در مقابل کودکی با هوش متوسط ممکن است ایدههای بسیار خلاقانه و متفاوتی داشته باشد.
خلاقیت بیشتر با کنجکاوی، تخیل، انعطافپذیری ذهن و جسارت تجربهکردن ارتباط دارد. وقتی یک کودک پازل را کامل میکند، از هوش خود برای شناخت شکلها و کنار هم قرار دادن قطعات استفاده میکند، اما اگر بعد از تمام شدن پازل، همان قطعات را بردارد و با آنها یک خانه، یک آدمک یا یک شکل جدید بسازد، اینجا خلاقیت او در حال بروز است.
وی در این باره که تفاوت بین کودک خلاق و کودک صرفا درسخوان در چیست، گفت: کودک درسخوان معمولا یاد گرفته است چگونه مطالب را خوب یاد بگیرد و به خاطر بسپارد و پاسخ مورد انتظار معلم را ارائه دهد، اما کودک خلاق تنها به دنبال پیداکردن پاسخ درست نیست، او دوست دارد راههای مختلف را امتحان کند، سوالهای تازه بپرسد و از زاویهای متفاوت به مسائل نگاه کند.
این روانشناس افزود: برای مثال فرض کنید از دو کودک بخواهیم با چند قطعه لگو یک خانه بسازند. کودک درسخوان معمولا سعی میکند خانهای بسازد که شبیه نمونهای باشد که قبلا دیده یا آموزش داده شده است، اما کودک خلاق ممکن است همان قطعات را به یک سفینه فضایی، یک قلعه یا حتی یک حیوان خیالی تبدیل کند. هر دو کودک از لگو استفاده کردهاند اما یکی بیشتر به دنبال اجرای یک الگوی آشناست و دیگری از تخیل خود برای خلق یک ایده جدید استفاده میکند. تفاوت دیگر در برخورد با اشتباه است.
کودک درسخوان معمولا نگران این است که مبادا پاسخ اشتباه بدهد، اما کودک خلاق اشتباه را بخشی از فرایند یادگیری میداند و از امتحانکردن ایدههای جدید نمیترسد. البته این دو ویژگی در تضاد با هم نیستند. هدف ما این نیست که کودک فقط درسخوان یا فقط خلاق باشد. بهترین حالت این است که کودک هم خوب یاد بگیرد و هم جرات متفاوت فکر کردن، سوال پرسیدن و ایدهپردازی را حفظ کند. چنین کودکی در آینده برای حل مسائل زندگی نیز موفقتر و انعطافپذیرتر خواهد بود.
وی در خصوص اینکه خلاقیت در کودکان چگونه شکل میگیرد، بیان کرد: در کودکان، خلاقیت معمولا در رفتارهای روزمره دیده میشود و همیشه خودش را به شکل یک اثر هنری نشان نمیدهد. یکی از مهمترین جلوههای آن «در بازیهای تخیلی و نمادین» است. برای مثال کودکی که یک جعبه مقوایی را به سفینه فضایی، خانه یا ماشین تبدیل میکند، در واقع از قدرت تخیل و تفکر خلاق خود استفاده میکند. نمود دیگر خلاقیت «در شیوه حل مساله» است. کودک خلاق وقتی با یک چالش روبهرو میشود، معمولا به اولین راهحل اکتفا نمیکند و سعی میکند چند راه مختلف را امتحان کند. این انعطاف در فکرکردن، یکی از مهمترین ویژگیهای خلاقیت است.
این روانشناس اضافه کرد: خلاقیت همچنین در «پرسشگری و کنجکاوی» کودک دیده میشود. کودکانی که زیاد سوال میپرسند، درباره علت پدیدهها کنجکاوند یا مدام میخواهند چیزهای جدید را تجربه کنند، در حال تمرین یکی از پایههای اصلی تفکر خلاق هستند. در نهایت، خلاقیت در «بیان ایدههای شخصی» خود را نشان میدهد؛ مثلا زمانی که کودک داستانی متفاوت تعریف میکند، برای اسباببازیهایش نقشهای جدید میسازد یا از وسایل ساده کاربردهای تازه و غیرمنتظره خلق میکند. این رفتارها نشان میدهد که او فقط اطلاعات را تکرار نمیکند، بلکه آنها را با تخیل خود ترکیب کرده و ایدهای جدید میآفریند.
از چه سنی میتوان نشانههای خلاقیت را در کودک مشاهده کرد؟
به گفته وی، از نگاه روانشناسی خلاقیت را نباید صرفا در نقاشی یا کاردستی جستوجو کرد. خلاقیت نوعی شیوه فکر کردن است که در بازی، حل مساله، کنجکاوی و نگاه متفاوت کودک به دنیای اطرافش نمود پیدا میکند.
کردفلاحت با طرح این پرسش از چه سنی میتوان نشانههای خلاقیت را در کودک مشاهده کرد، گفت: از همان سالهای نخست زندگی میتوان خلاقیت را مشاهده کرد. البته نباید انتظار داشته باشیم خلاقیت در کودکی شبیه خلاقیت در بزرگسالی باشد. این توانایی همزمان با رشد کودک شکل میگیرد و در هر دوره سنی به شکل متفاوتی خودش را نشان میدهد. در سال اول زندگی، خلاقیت بیشتر در قالب کنجکاوی و کشف محیط دیده میشود. نوزاد با لمس کردن اشیا، امتحانکردن صداها و تجربهکردن محیط اطرافش و … در حال شناخت دنیاست. همین میل به کشفکردن، پایه شکلگیری تفکر خلاق است.
این روانشناس ادامه داد: از حدود ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی، نشانههای خلاقیت واضحتر میشوند. در این سن بازیهای نمادین آغاز میشود. برای مثال، کودک یک تکه چوب ساده را اسب میبیند و ساعتها با آن بازی میکند. این توانایی که یک شئی معمولی را با کمک تخیل به چیز دیگری تبدیل کند، یکی از نخستین نشانههای تفکر خلاق است یا وانمود میکند به عروسکش غذا میدهد. این رفتارها نشان میدهد که کودک میتواند فراتر از آنچه میبیند فکر کند و در ذهنش موقعیتهای جدید بسازد.
وی با بیان اینکه دوران سه تا شش سالگی یکی از مهمترین دورههای شکوفایی خلاقیت در کودکان است، اظهار کرد: در این سن، کودکان داستانهای خیالی میسازند، سوالهای زیادی میپرسند، برای یک مساله چند راهحل مختلف پیدا میکنند و از امتحانکردن ایدههای جدید لذت میبرند. در روانشناسی، این توانایی را تفکر واگرا مینامیم یعنی توانایی پیداکردن بیش از یک پاسخ برای یک مساله.
💬 نظرات خود را با ما در میان بگذارید